فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

زلال

zolâl[zo.lɒ́ːl̥]

klar
صفت تفضیلی:
klarer
صفت عالی:
am klarsten
صفت

مثال با klar

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Es war klar, dass sie gelogen hatten.

واضح بود که شما دروغ گفتید.

صفت

  • زلالzolâlزُلال[zo.lɒ́ːl̥](clear)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • روشنrowšanروشَن[ɹow.ʃǽn]تأییدنشده

نوع واژه نامشخص

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پس چیپَس چیتأییدنشده

دستور زبانِ klar

صفت

تلفظ
[klaːɐ̯]
همهٔ صورت‌ها
  • klarصفت مطلق
  • klarerصفت تفضیلی
  • am klarstenصفت عالی
  • klarerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • klareمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • klaresخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • klareحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • klarenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • klarerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • klarenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • klarerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • klaremحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • klarerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • klaremحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • klarenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • klarenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • klareحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • klaresحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • klareحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • klareمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • klareمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • klareخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • klarenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • klarenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • klarenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • klarenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • klarenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • klarenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • klarenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • klarenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • klarenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • klarenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • klareحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • klareحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • klarenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • klarerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • klareمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • klaresصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • klarenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • klarenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • klarenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • klarenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • klarenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • klarenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • klarenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • klarenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • klarenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • klarenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • klareحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • klaresحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • klarenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • klarererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • klarereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • klareresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • klarereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • klarerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • klarererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • klarerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • klarererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • klareremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • klarererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • klareremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • klarerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • klarerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • klarereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • klareresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • klarereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • klarereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • klarereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • klarereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • klarerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • klarerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • klarerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • klarerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • klarerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • klarerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • klarerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • klarerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • klarerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • klarerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • klarereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • klarereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • klarerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • klarererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • klarereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • klareresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • klarerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • klarerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • klarerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • klarerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • klarerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • klarerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • klarerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • klarerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • klarerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • klarerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • klarereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • klareresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • klarerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • klarsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • klarsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • klarstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • klarsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • klarstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • klarsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • klarstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • klarsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • klarstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • klarsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • klarstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • klarstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • klarstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • klarsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • klarstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • klarsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • klarsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • klarsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • klarsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • klarstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • klarstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • klarstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • klarstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • klarstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • klarstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • klarstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • klarstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • klarstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • klarstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • klarsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • klarsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • klarstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • klarsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • klarsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • klarstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • klarstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • klarstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • klarstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • klarstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • klarstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • klarstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • klarstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • klarstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • klarstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • klarstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • klarsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • klarstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • klarstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۲Ich komme mit ihm einfach nicht klar.

نمی تونم باهاش ادامه بدم.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۳Ist Tom bei klarem Verstand?

آیا تام هشیار است؟

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۴ich bin mir darüber im klaren

من از این چیز آگاه هستم

تأییدنشده

۵du musst einen klaren Kopf behalten

باید حواست سر جا باشد

تأییدنشده

۶Tom ist sich nicht klar, wie sein Verhalten andere betrifft.

تام متوجه نیست که چه طور رفتارش بقیه را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۷Er weiß nichts, und doch glaubt er, alles zu wissen. Das deutet klar auf eine politische Laufbahn hin.

او هیچ نمی‌داند؛ و او گمان می‌کند همه چیز می‌داند. این آشکارا به پیشهٔ سیاستمداری اشاره می‌کند.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۸es wurde klar, wer sie sind

معلوم شد آنها کیانند

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Esperantostern (de #1231138), cojiluc (fa #6942895), Tatoeba
  2. ۲: Tamy (de #1814682), ismaximum (fa #2171603), Tatoeba
  3. ۳: foamy (de #8717831), cojiluc (fa #7834505), Tatoeba
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: Tickler (de #3891235), AchillePoirot (fa #3861754), Tatoeba
  7. ۷: Pfirsichbaeumchen (de #8186259), cojiluc (fa #10813200), Tatoeba
  8. ۸: farhang von ckh
منابع و مجوزها