فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سرد

sard[sǽɹd̪̥]

kalt
صفت تفضیلی:
kälter
صفت عالی:
am kältesten
صفت

مثال با kalt

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Die Nacht war kalt.

شب سرد بود.

صفت

  • سردsardسَرد[sǽɹd̪̥](having a low temperature)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سرماسَرماتأییدنشده

دستور زبانِ kalt

صفت

تلفظ
[kalt]
همهٔ صورت‌ها
  • kaltصفت مطلق
  • kälterصفت تفضیلی
  • am kältestenصفت عالی
  • kalterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kalteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kaltesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kalteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kaltenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kalterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kaltenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kalterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kaltemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kalterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kaltemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kaltenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kaltenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kalteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kaltesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kalteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kalteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kalteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kalteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kaltenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kaltenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kaltenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kaltenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kaltenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kaltenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kaltenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kaltenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kaltenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kaltenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kalteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kalteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kaltenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kalterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • kalteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • kaltesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • kaltenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • kaltenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kaltenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kaltenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • kaltenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • kaltenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kaltenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kaltenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • kaltenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • kaltenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kalteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kaltesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • kaltenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • kältererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • kältereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • kälteresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • kältereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • kälterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • kältererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • kälterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • kältererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • kälteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • kältererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • kälteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • kälterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • kälterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • kältereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • kälteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • kältereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • kältereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • kältereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • kältereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • kälterenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • kälterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • kälterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • kälterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • kälterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • kälterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • kälterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • kälterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • kälterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • kälterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • kältereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • kältereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • kälterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • kältererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • kältereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • kälteresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • kälterenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • kälterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • kälterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • kälterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • kälterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • kälterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • kälterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • kälterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • kälterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • kälterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • kältereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • kälteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • kälterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • kältesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kältesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kältestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kältesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • kältestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kältesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kältestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kältesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • kältestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kältesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kältestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kältestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • kältestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kältesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kältestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kältesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • kältesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kältesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kältesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kältestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kältestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kältestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kältestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kältestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kältestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kältestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kältestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kältestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kältestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kältesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kältesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kältestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kältesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • kältesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • kältestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • kältestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • kältestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kältestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kältestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • kältestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • kältestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kältestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kältestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • kältestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • kältestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kältesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kältestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • kältestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۲Diese Kleidung ist für einen kalten Wintertag unangemessen.

این لباس ها واسه یه روز سرد زمستانی مناسب نیست.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۳Es weht ein kalter Wind.

باد سردی می وزد.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۴das Essen wird kalt

خوراک سرد می شود

تأییدنشده

۵Der Spätherbst in Schottland ist ziemlich kalt.

اواخر پاییز در اسکاتلند نسبتا سرد است.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۶Kaltes Wasser hat eine höhere Dichte als warmes Wasser.

آب سرد نسبت به آب گرم چگالی بالاتری دارد.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۷mir ist kalt

سردم است

تأییدنشده

۸Das Essen wird kalt.

غذا سرد شد.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۹sein Glaube ist kalt geworden

ایمانش سستی گرفت

تأییدنشده

۱۰Das kalte Wetter hielt drei Wochen an.

هوای سرد تا سه هفته ادامه یافت.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۱۱er hat eine kalte Dusche bekommen

بر سر او آب سرد ریخت

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, Persian edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, Persian edition)

  • Refugee Phrasebook, CC0-1.0

    Refugee Phrasebook contributors (Refugee Phrasebook)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: kutschektar (de #7285696), Hussein64 (fa #5117976), Tatoeba
  2. ۲: cumori (de #1115163), Esishabani (fa #4980765), Tatoeba
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #2265546), AsliAbbasi (fa #1085081), Tatoeba
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: Manfredo (de #2078137), ghasemkiani (fa #739795), Tatoeba
  6. ۶: raggione (de #6775870), manelie (fa #12736246), Tatoeba
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: enteka (de #1342607), AsliAbbasi (fa #1140250), Tatoeba
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: freddy1 (de #2175144), AsliAbbasi (fa #2379533), Tatoeba
  11. ۱۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها