فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جوان

javân[d͡ʒæ.vɒ́ːn]

jung
صفت تفضیلی:
jünger
صفت عالی:
am jüngsten
صفت

مثال با jung

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Er ist jung und unreif.

او جوان و خام است.

صفت

  • جوانjavânجَوان[d͡ʒæ.vɒ́ːn](as if young)(in the early part of life or growth)(young)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کوچکkučakکوچِک[kʰuː.t͡ʃʰǽkʰʲ](young)تأییدنشده
  • برناbornâ[boɹ.nɒ́ː](young)تأییدنشده
  • بچه(having little experience)تأییدنشده

دستور زبانِ jung

صفت

تلفظ
[jʊŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • jungصفت مطلق
  • jüngerصفت تفضیلی
  • am jüngstenصفت عالی
  • jungerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • jungeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • jungesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • jungeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • jungenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • jungerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • jungenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • jungerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • jungemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • jungerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • jungemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • jungenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • jungenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • jungeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • jungesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • jungeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • jungeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • jungeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • jungeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • jungenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • jungenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • jungenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • jungenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • jungenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • jungenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • jungenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • jungenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • jungenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • jungenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • jungeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • jungeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • jungenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • jungerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • jungeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • jungesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • jungenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • jungenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • jungenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • jungenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • jungenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • jungenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • jungenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • jungenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • jungenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • jungenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • jungeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • jungesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • jungenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • jüngererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • jüngereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • jüngeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • jüngereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • jüngerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • jüngererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • jüngerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • jüngererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • jüngeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • jüngererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • jüngeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • jüngerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • jüngerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • jüngereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • jüngeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • jüngereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • jüngereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • jüngereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • jüngereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • jüngerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • jüngerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • jüngerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • jüngerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • jüngerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • jüngerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • jüngerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • jüngerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • jüngerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • jüngerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • jüngereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • jüngereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • jüngerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • jüngererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • jüngereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • jüngeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • jüngerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • jüngerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • jüngerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • jüngerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • jüngerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • jüngerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • jüngerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • jüngerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • jüngerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • jüngerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • jüngereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • jüngeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • jüngerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • jüngsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • jüngsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • jüngstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • jüngsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • jüngstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • jüngsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • jüngstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • jüngsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • jüngstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • jüngsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • jüngstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • jüngstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • jüngstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • jüngsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • jüngstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • jüngsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • jüngsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • jüngsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • jüngsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • jüngstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • jüngstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • jüngstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • jüngstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • jüngstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • jüngstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • jüngstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • jüngstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • jüngstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • jüngstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • jüngsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • jüngsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • jüngstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • jüngsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • jüngsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • jüngstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • jüngstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • jüngstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • jüngstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • jüngstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • jüngstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • jüngstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • jüngstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • jüngstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • jüngstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • jüngstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • jüngsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • jüngstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • jüngstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۲Iss den Fisch, solange er frisch ist; verheirate die Tochter, solange sie jung ist.

ماهی را مادامی که تازه است بخور، با دختر مادامی که جوان است ازدواج کن.

۳Ein junger Arzt muss drei Kirchhöfe haben.

یک پزشک جوان باید سه گورکن داشته باشد.

۴Ein alter Adler ist stärker als eine junge Krähe.

یک عقاب پیر قوی‌تر از یک کلاغ جوان است.

۵Man bleibt jung, solange man noch lernen, neue Gewohnheiten annehmen und Widerspruch ertragen kann.

مادام که هنوز یاد می‌گیریم، با عادت‌های جدید کنار می‌آییم و می‌توانیم تعارض‌ها را تحمل کنیم، جوان می‌مانیم.

۶Den Baum muß man biegen, wenn er jung ist.

درخت را باید هنگامی خم کرد که جوان است.

۷Man wird alt, wenn die Leute anfangen zu sagen, dass man jung aussieht.

آدم وقتی پیر می‌شود که مردم شروع به گفتن این می‌کنند که جوان به نظر می‌رسد.

۸Wer ein altes Haus hat und eine junge Frau, hat Arbeit genug.

کسی که یک خانهٔ قدیمی و یک زن جوان دارد، به اندازه کافی کار دارد.

۹Man braucht sehr lange, um jung zu werden.

برای جوان شدن، زمان زیادی لازم است.

۱۰Er ist zwar jung, aber schlau.

او با وجود جوان بودن، زیرک است.

۱۱Der Wortschatz der jungen Leute ist gar nicht so groß.

دایرهٔ لغات افراد جوان چندان بزرگ نیست.

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, Persian edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, Persian edition)

  • Refugee Phrasebook, CC0-1.0

    Refugee Phrasebook contributors (Refugee Phrasebook)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Wikidata, CC0-1.0

    Wikidata contributors

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Tamy (de #1958723), cojiluc (fa #9888827), Tatoeba
  2. ۲: Esperantostern (de #5272866), cojiluc (fa #10744822), Tatoeba
  3. ۳: Esperantostern (de #4735708), cojiluc (fa #8140425), Tatoeba
  4. ۴: Esperantostern (de #1942521), cojiluc (fa #7003094), Tatoeba
  5. ۵: Esperantostern (de #1489271), cojiluc (fa #7548429), Tatoeba
  6. ۶: Esperantostern (de #1952277), cojiluc (fa #7981361), Tatoeba
  7. ۷: Esperantostern (de #6317936), cojiluc (fa #12691802), Tatoeba
  8. ۸: Esperantostern (de #5013087), cojiluc (fa #8140362), Tatoeba
  9. ۹: Esperantostern (de #2756914), cojiluc (fa #12162886), Tatoeba
  10. ۱۰: xtofu80 (de #396373), cojiluc (fa #8408317), Tatoeba
  11. ۱۱: Esperantostern (de #1734879), cojiluc (fa #7448852), Tatoeba
منابع و مجوزها