فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بلند

boland[bo.lǽn̪d̪̥]

hoch
صفت تفضیلی:
höher
صفت عالی:
am höchsten
صفت

مثال با hoch

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Der Turm ist 220 Meter hoch.

برج ۲۲۰ متر بلندی دارد.

صفت

  • بلندbolandبُلَند[bo.lǽn̪d̪̥](of a building)(elevated; tall)
  • بالاbâlâ[bɒː.lɒ́ː](elevated; tall)(up, upwards)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مرتفعmartafe', mortafa'[mæɹ.t̪ʰæ.féʔ][moɹ.t̪ʰæ.fǽʔ]تأییدنشده

فعل

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • جاوید(prosper)تأییدنشده
  • زنده بادzende bâdزِنده باد[zen̪.d̪e bɒːd̪̥](prosper)تأییدنشده

دستور زبانِ hoch

صفت

تلفظ
[hoːx]
همهٔ صورت‌ها
  • hochصفت مطلق
  • höherصفت تفضیلی
  • am höchstenصفت عالی
  • hoherمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • hoheمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • hohesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • hoheحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • hohenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • hoherمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • hohenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • hoherحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • hohemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • hoherحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • hohemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • hohenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • hohenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • hoheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • hohesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • hoheحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • hoheمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • hoheمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • hoheخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • hohenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • hohenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • hohenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • hohenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • hohenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • hohenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • hohenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • hohenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • hohenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • hohenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • hoheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • hoheحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • hohenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • hoherمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • hoheمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • hohesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • hohenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • hohenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • hohenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • hohenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • hohenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • hohenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • hohenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • hohenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • hohenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • hohenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • hoheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • hohesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • hohenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • höhererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • höhereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • höheresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • höhereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • höherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • höhererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • höherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • höhererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • höheremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • höhererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • höheremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • höherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • höherenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • höhereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • höheresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • höhereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • höhereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • höhereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • höhereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • höherenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • höherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • höherenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • höherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • höherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • höherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • höherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • höherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • höherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • höherenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • höhereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • höhereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • höherenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • höhererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • höhereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • höheresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • höherenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • höherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • höherenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • höherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • höherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • höherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • höherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • höherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • höherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • höherenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • höhereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • höheresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • höherenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • höchsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • höchsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • höchstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • höchsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • höchstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • höchsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • höchstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • höchsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • höchstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • höchsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • höchstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • höchstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • höchstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • höchsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • höchstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • höchsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • höchsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • höchsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • höchsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • höchstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • höchstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • höchstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • höchstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • höchstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • höchstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • höchstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • höchstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • höchstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • höchstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • höchsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • höchsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • höchstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • höchsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • höchsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • höchstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • höchstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • höchstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • höchstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • höchstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • höchstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • höchstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • höchstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • höchstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • höchstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • höchstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • höchsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • höchstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • höchstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۲Die Arbeiter streiken für höhere Löhne.

کارگران برای دستمزد بالاتر اعتصاب می‌کنند.

۳Die Vögel, die zu viel Federn haben, fliegen nicht hoch.

پرندگانی که زیاد پر دارند، بالا پرواز نمی‌کنند.

۴Rein bleiben und reif werden ist höchste und schwerste Lebenskunst.

پاک ماندن و پخته گشتن بالاترین و سخت‌ترین هنرهای زندگی هستند.

۵Die Wellen sind hoch.

موجها مرتفع هستند.

۶Je höher der Baum, desto schwerer der Fall.

هر چه درخت بلندتر، سقوط هم سنگین‌تر.

۷Die Arbeiter streiken für höhere Löhne.

کارگران برای حقوق بالاتر اعتصاب می‌کنند.

۸Zwei hoch vier ist sechzehn.

دو به توان چهار شانزده است.

۹Mein Cholesterinspiegel ist hoch.

سطح کلسترولم بالاست.

۱۰Auch ein Adler darf nicht zu hoch fliegen.

حتی یک عقاب نباید زیاد بالا پرواز کند.

۱۱Segel hoch!

بادبان بالا!

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, Persian edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, Persian edition)

  • Refugee Phrasebook, CC0-1.0

    Refugee Phrasebook contributors (Refugee Phrasebook)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Esperantostern (de #746022), cojiluc (fa #8139560), Tatoeba
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #2784724), cojiluc (fa #10214472), Tatoeba
  3. ۳: Esperantostern (de #2151163), cojiluc (fa #7723333), Tatoeba
  4. ۴: Esperantostern (de #2241395), cojiluc (fa #11052774), Tatoeba
  5. ۵: Sudajaengi (de #1593073), cojiluc (fa #10513273), Tatoeba
  6. ۶: Esperantostern (de #1243978), cojiluc (fa #8190407), Tatoeba
  7. ۷: Pfirsichbaeumchen (de #2784724), cojiluc (fa #7055519), Tatoeba
  8. ۸: Pfirsichbaeumchen (de #2619507), cojiluc (fa #8354846), Tatoeba
  9. ۹: 7evenbananas (de #5385130), cojiluc (fa #8007189), Tatoeba
  10. ۱۰: Esperantostern (de #5275295), cojiluc (fa #8139567), Tatoeba
  11. ۱۱: Balamax (de #9401860), cojiluc (fa #10806807), Tatoeba
منابع و مجوزها