فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سفت

seft

hart
صفت تفضیلی:
härter
صفت عالی:
am härtesten
صفت

مثال با hart

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Diese Matratze ist sehr hart.

این خوشخواب بسیار سفت است.

صفت

  • سفتseftسِفت(hard)(resistant to pressure)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • زمختzomoxtزُمُخت[zo.móxt̪ʰ](grob)تأییدنشده
  • مشکلmoškelمُشکِل[moʃ.kʰʲél̥](hard)(requiring a lot of effort to do or understand)تأییدنشده
  • دشوارdošvâr[d̪oʃ.vɒ́ːɹ](requiring a lot of effort to do or understand)تأییدنشده

دستور زبانِ hart

صفت

تلفظ
[haʁt]
همهٔ صورت‌ها
  • hartصفت مطلق
  • härterصفت تفضیلی
  • am härtestenصفت عالی
  • harterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • harteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • hartesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • harteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • hartenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • harterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • hartenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • harterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • hartemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • harterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • hartemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • hartenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • hartenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • harteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • hartesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • harteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • harteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • harteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • harteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • hartenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • hartenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • hartenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • hartenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • hartenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • hartenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • hartenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • hartenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • hartenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • hartenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • harteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • harteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • hartenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • harterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • harteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • hartesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • hartenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • hartenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • hartenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • hartenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • hartenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • hartenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • hartenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • hartenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • hartenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • hartenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • harteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • hartesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • hartenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • härtererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • härtereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • härteresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • härtereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • härterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • härtererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • härterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • härtererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • härteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • härtererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • härteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • härterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • härterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • härtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • härteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • härtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • härtereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • härtereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • härtereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • härterenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • härterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • härterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • härterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • härterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • härterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • härterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • härterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • härterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • härterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • härtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • härtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • härterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • härtererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • härtereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • härteresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • härterenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • härterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • härterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • härterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • härterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • härterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • härterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • härterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • härterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • härterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • härtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • härteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • härterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • härtesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • härtesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • härtestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • härtesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • härtestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • härtesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • härtestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • härtesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • härtestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • härtesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • härtestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • härtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • härtestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • härtesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • härtestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • härtesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • härtesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • härtesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • härtesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • härtestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • härtestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • härtestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • härtestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • härtestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • härtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • härtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • härtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • härtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • härtestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • härtesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • härtesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • härtestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • härtesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • härtesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • härtestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • härtestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • härtestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • härtestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • härtestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • härtestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • härtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • härtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • härtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • härtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • härtestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • härtesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • härtestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • härtestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۲Eisen ist härter als Gold.

آهن سختتر از زر است.

۳Die Lebensbedingungen waren hart.

شرایط زندگی سخت بودند.

۴Die Winter in Russland sind hart.

زمستان در روسیه سخت است.

۵Je älter der Bock, desto härter das Horn.

هر چه بز پیرتر ، شاخش هم سختتر.

۶Das Leben ist hart.

زندگی سخت است.

۷Er arbeitet ziemlich hart.

او تا اندازه‌ای سخت کار می‌کند.

۱Diese Matratze ist sehr hart.

این خوشخواب بسیار سفت است.

۸Süße Zunge, aber hartes Herz.

چرب زبان، اما سنگدل.

۹Das war hart wie Stein.

مانند سنگ سخت بود.

۱۰Geld ist der härteste Prüfstein für menschliche Charaktere.

پول سخت‌ترین سنگ محک برای منش انسانی است.

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Refugee Phrasebook, CC0-1.0

    Refugee Phrasebook contributors (Refugee Phrasebook)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: alik_farber (de #2858054), cojiluc (fa #7679525), Tatoeba
  2. ۲: MUIRIEL (de #127407), cojiluc (fa #8296485), Tatoeba
  3. ۳: Tamy (de #3628435), cojiluc (fa #8296482), Tatoeba
  4. ۴: GaryGaryGary (de #9795961), cojiluc (fa #9859980), Tatoeba
  5. ۵: Esperantostern (de #1953519), cojiluc (fa #8143878), Tatoeba
  6. ۶: MUIRIEL (de #984704), cojiluc (fa #8296480), Tatoeba
  7. ۷: Esperantostern (de #860306), cojiluc (fa #6904907), Tatoeba
  8. ۸: Espi (de #1225437), cojiluc (fa #6900940), Tatoeba
  9. ۹: Esperantostern (de #1003830), cojiluc (fa #8296486), Tatoeba
  10. ۱۰: Esperantostern (de #9571722), cojiluc (fa #9962576), Tatoeba
منابع و مجوزها