واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

خجسته

xojaste[xo.d͡ʒæs.t̪ʰe]

glücklich
صفت برتر:
glücklicher
صفت برترین:
am glücklichsten
صفت

نمونه با glücklich

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۱Wie glücklich sind die Toten!

چقدر مردگان خوشبخت هستند!

صفت

  • خجستهxojasteخُجَسته[xo.d͡ʒæs.t̪ʰe](coming by good luck or favorable chance)
  • شادšâd[ʃɒːd̪̥]
برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • سعادتمندسَعادَتمَندتأییدنشده
  • خوشxoš[xoʃ]تأییدنشده
  • خوش شانس(being good by chance)تأییدنشده
  • بختیارbaxtiâr[bæx.t̪ʰi.jɒ́ːɹ](of people, having good fortune)تأییدنشده
  • خوشبختxošbaxt[xoʃ.bǽxt̪ʰ](of people, having good fortune)تأییدنشده
  • فرخfarroxفَرُخ[fæɹ.ɹóx]تأییدنشده
  • کامیابkâmyâb[kʰɒːm.jɒ́ːb̥]تأییدنشده

قید

برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • خوشبختانهxošbaxtâneخوشبَختانه[xoʃ.bæx.t̪ʰɒː.né](in a fortunate manner)تأییدنشده

دستور زبان glücklich

صفت

خوانش
[ˈɡlʏklɪç]
همهٔ ریخت‌ها
  • glücklichصفت ساده
  • glücklicherصفت برتر
  • am glücklichstenصفت برترین
  • glücklicherمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • glücklicheمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • glücklichesخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • glücklicheحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • glücklichenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • glücklicherمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • glücklichenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • glücklicherحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • glücklichemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • glücklicherحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • glücklichemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • glücklichenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • glücklichenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • glücklicheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • glücklichesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • glücklicheحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • glücklicheمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • glücklicheمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • glücklicheخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • glücklichenحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • glücklichenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • glücklichenمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • glücklichenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • glücklichenحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • glücklichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • glücklichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • glücklichenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • glücklichenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • glücklichenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • glücklicheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • glücklicheحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • glücklichenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • glücklicherمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • glücklicheمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • glücklichesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • glücklichenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت ساده
  • glücklichenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • glücklichenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • glücklichenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • glücklichenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • glücklichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • glücklichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • glücklichenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • glücklichenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • glücklichenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • glücklicheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • glücklichesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • glücklichenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • glücklichererصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • glücklichereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • glücklicheresصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • glücklichereصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • glücklicherenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • glücklichererصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • glücklicherenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • glücklichererصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • glücklicheremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • glücklichererصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • glücklicheremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • glücklicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • glücklicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • glücklichereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • glücklicheresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • glücklichereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف قوی
  • glücklichereصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • glücklichereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • glücklichereصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • glücklicherenصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • glücklicherenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • glücklicherenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • glücklicherenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • glücklicherenصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • glücklicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • glücklicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • glücklicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • glücklicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • glücklicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • glücklichereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • glücklichereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • glücklicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف ضعیف
  • glücklichererصفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • glücklichereصفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • glücklicheresصفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • glücklicherenصفت برتر، صرف آمیخته، حالت نهادی، جمع
  • glücklicherenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • glücklicherenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد
  • glücklicherenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • glücklicherenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، جمع
  • glücklicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • glücklicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • glücklicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • glücklicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع
  • glücklicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • glücklichereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • glücklicheresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • glücklicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، جمع
  • glücklichsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • glücklichsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • glücklichstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • glücklichsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • glücklichstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • glücklichsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • glücklichstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • glücklichsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • glücklichstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • glücklichsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • glücklichstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • glücklichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • glücklichstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • glücklichsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • glücklichstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • glücklichsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • glücklichsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • glücklichsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • glücklichsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • glücklichstenحالت نهادی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • glücklichstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • glücklichstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • glücklichstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • glücklichstenحالت اضافی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • glücklichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • glücklichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • glücklichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • glücklichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • glücklichstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • glücklichsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • glücklichsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • glücklichstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • glücklichsterمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • glücklichsteمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • glücklichstesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • glücklichstenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت برترین
  • glücklichstenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • glücklichstenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • glücklichstenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • glücklichstenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • glücklichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • glücklichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • glücklichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • glücklichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • glücklichstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • glücklichsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • glücklichstesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • glücklichstenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین

نمونه‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۲Tom reißt sich ein Bein aus, um Mary glücklich zu machen.

تام پل‌می‌زند تا ماری را خوشحال کند.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

منبع‌ها و یادکردها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: al_ex_an_der (de #2779803), cojiluc (fa #12916827), Tatoeba
  2. ۲: qweruiop (de #1070853), armandaneshjoo (fa #1041414), Tatoeba
منبع‌ها و پروانه‌ها