فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آشنا

تأییدنشده

âšnâ, âšenâ[ʔɒːʃ.nɒː][ʔɒː.ʃe.nɒː]

gewohnt
صفت

مثال با gewohnt

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Alte Leute sind gewohnt zu arbeiten, junge zu essen.

پیران عادت کار کردن دارند، جوانان عادت خوردن.

صفت

  • آشناâšnâ, âšenâ[ʔɒːʃ.nɒː][ʔɒː.ʃe.nɒː](familiar)تأییدنشده

دستور زبانِ gewohnt

صفت

تلفظ
[ɡəˈvoːnt]
همهٔ صورت‌ها
  • gewohntصفت مطلق
  • gewohnterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gewohnteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gewohntesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gewohnteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • gewohntenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gewohnterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gewohntenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gewohnterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • gewohntemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gewohnterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gewohntemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gewohntenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • gewohntenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gewohnteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gewohntesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gewohnteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • gewohnteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gewohnteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gewohnteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gewohntenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • gewohntenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gewohntenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gewohntenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gewohntenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • gewohntenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gewohntenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gewohntenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gewohntenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • gewohntenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gewohnteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gewohnteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gewohntenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • gewohnterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • gewohnteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • gewohntesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • gewohntenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • gewohntenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gewohntenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gewohntenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • gewohntenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • gewohntenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gewohntenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gewohntenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • gewohntenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • gewohntenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gewohnteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gewohntesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • gewohntenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۲Tom ist es gewohnt zu gewinnen.

تام به برنده شدن عادت کرده است.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Esperantostern (de #5464326), cojiluc (fa #8181259), Tatoeba
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #7431552), manelie (fa #12879047), Tatoeba
منابع و مجوزها