فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بردن

bordan[boɹ.d̪ǽn]

gewinnen
حال (سوم‌شخص مفرد):
gewinnt
گذشتهٔ ساده (سوم‌شخص مفرد):
gewann
اسم مفعول:
gewonnen
فعل کمکی:
haben
فعل

مثال با gewinnen

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Gut begonnen, halb gewonnen!

آغاز خوب، نصف بردن!

فعل

  • بردنbordanبُردَن[boɹ.d̪ǽn](transitive: achieve victory in)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پیروز شدنپیروز شُدَن(transitive: achieve victory in)تأییدنشده
  • برنده شدنبَرَنده شُدَنتأییدنشده

دستور زبانِ gewinnen

فعل

تلفظ
[ɡəˈvɪnən]
همهٔ صورت‌ها
  • gewonnenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • gewinnenمعلوم، مصدر، حال
  • gewinnendمعلوم، participle، حال
  • gewonnenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • gewinnمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gewinneمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gewinntمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gewinneمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • gewinneمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • gewinnstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gewinnestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • gewinntمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • gewinneمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • gewinnenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • gewinnenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • gewinntمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gewinnetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • gewinnenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • gewinnenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • gewannمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • gewänneمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • gewönneمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • gewannstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • gewännestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • gewännstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • gewönnestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • gewönnstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • gewannمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • gewänneمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • gewönneمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • gewannenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • gewännenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • gewönnenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • gewanntمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • gewännetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • gewänntمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • gewönnetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • gewönntمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • gewannenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • gewännenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • gewönnenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۲Wer nicht wagt, der nicht gewinnt.

کسی که جرأت نکند، برنده نمی‌شود.

۳Wer fragt, gewinnt.

آنکه سؤال کند می‌برد.

۴Wir haben die Schlacht gewonnen.

ما نبرد را بردیم.

۵Der Krieg ist gewonnen - aber nicht der Friede.

جنگ برنده شد، اما صلح نه.

۶Er hat mühelos gewonnen.

او بدون دشواری برد.

۷Wer hat den Wettbewerb gewonnen?

چه کسی در مسابقه برنده شد؟

۸Der Zug gewann langsam an Geschwindigkeit.

قطار آهسته سرعت گرفت.

۹Wie gewonnen, so zerronnen.

باد آورده را باد می‌برد.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۱۰Er hat keine Chance, ihr Herz zu gewinnen.

او شانسی برای به دست آوردن قلب او ندارد.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۱۱jetzt, wo sie ihre Überzeugung gewonnen hatte

ولی او که دو پای اش را در یک کفش کرده بود

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Esperantostern (de #1241843), cojiluc (fa #8534317), Tatoeba
  2. ۲: opti (de #432602), cojiluc (fa #6961357), Tatoeba
  3. ۳: Esperantostern (de #5216488), cojiluc (fa #8118959), Tatoeba
  4. ۴: MUIRIEL (de #689), cojiluc (fa #7722756), Tatoeba
  5. ۵: Esperantostern (de #2426860), cojiluc (fa #8107784), Tatoeba
  6. ۶: wolfgangth (de #9985217), cojiluc (fa #12205982), Tatoeba
  7. ۷: nGerman (de #3815437), Schahrzad (fa #3816969), Tatoeba
  8. ۸: moskytoo (de #6887001), cojiluc (fa #10238684), Tatoeba
  9. ۹: MikeMolto (de #408012), ApAdAnA (fa #3040831), Tatoeba
  10. ۱۰: Manfredo (de #1060545), AsliAbbasi (fa #1758630), Tatoeba
  11. ۱۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها