واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

راست

râst[ɹɒːst̪ʰ]

gerade
صفت برتر:
gerader
صفت برترین:
am geradesten
صفت

نمونه با gerade

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۱Steht gerade!

راست بایست!

صفت

  • راستrâst[ɹɒːst̪ʰ]((archaic) straight, not bent)(straight)
  • مستقیمmostaġimمُستَقیم[mos.t̪ʰæ.ʁíːm](not crooked or bent)(straight)

قید

برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • الانalânاَلان(now)(at the present time)iranتأییدنشده
  • اکنونaknunاَکنون[ʔækʰʲ.núːn](now)(at the present time)رسمیتأییدنشده
  • اینکinakاینَک[ʔiː.nǽkʰʲ](very close to the present moment)تأییدنشده
  • هم‌اکنونham-aknun[hæm.ʔækʰʲ.nuːn](very close to the present moment)تأییدنشده
  • جخت(recently, moments ago)تأییدنشده
  • هم‌اینک(very close to the present moment)تأییدنشده
  • حالاhâlâ[hɒː.lɒː](at the present time)تأییدنشده

دستور زبان gerade

صفت

خوانش
[ɡəˈʁaːdə]
همهٔ ریخت‌ها
  • geraderصفت برتر
  • am geradestenصفت برترین
  • geraderمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • geradeمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • geradesخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • geradeحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • geradenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • geraderمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • geradenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • geraderحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • gerademحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • geraderحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • gerademحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • geradenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • geradenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • geradeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • geradesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • geradeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • geradeمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • geradeمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • geradeخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • geradenحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • geradenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • geradenمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • geradenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • geradenحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • geradenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • geradenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • geradenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • geradenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • geradenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • geradeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • geradeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • geradenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • geraderمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • geradeمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • geradesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • geradenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت ساده
  • geradenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • geradenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • geradenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • geradenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • geradenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • geradenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • geradenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • geradenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • geradenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • geradeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • geradesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • geradenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • geradererصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • geradereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • geraderesصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • geradereصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • geraderenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • geradererصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • geraderenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • geradererصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • geraderemصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • geradererصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • geraderemصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • geraderenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • geraderenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • geradereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • geraderesحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • geradereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف قوی
  • geradereصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • geradereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • geradereصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • geraderenصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • geraderenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • geraderenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • geraderenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • geraderenصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • geraderenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • geraderenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • geraderenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • geraderenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • geraderenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • geradereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • geradereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • geraderenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف ضعیف
  • geradererصفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • geradereصفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • geraderesصفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • geraderenصفت برتر، صرف آمیخته، حالت نهادی، جمع
  • geraderenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • geraderenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد
  • geraderenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • geraderenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، جمع
  • geraderenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • geraderenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • geraderenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • geraderenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع
  • geraderenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • geradereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • geraderesحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • geraderenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، جمع
  • geradesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • geradesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • geradestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • geradesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • geradestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • geradesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • geradestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • geradesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • geradestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • geradesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • geradestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • geradestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • geradestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • geradesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • geradestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • geradesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • geradesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • geradesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • geradesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • geradestenحالت نهادی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • geradestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • geradestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • geradestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • geradestenحالت اضافی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • geradestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • geradestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • geradestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • geradestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • geradestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • geradesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • geradesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • geradestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • geradesterمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • geradesteمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • geradestesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • geradestenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت برترین
  • geradestenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • geradestenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • geradestenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • geradestenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • geradestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • geradestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • geradestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • geradestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • geradestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • geradesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • geradestesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • geradestenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین

قید

خوانش
[ɡəˈʁaːdə]

عبارت‌ها و زبانزدها

نمونه‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۲Ich trinke gerade Tee.

من دارم چای می‌نوشم.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۳Zeichne eine gerade Linie.

یک خط راست بکش.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۴ich habe gerade jetzt erst gelesen

من همین الان خواندم

تأییدنشده

۵Tom trinkt gerade Tee.

تام دارد چای می‌نوشد.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۶er hat sich nicht gerade Mühe gegeben

او که چندین زحمت نکشیده است

تأییدنشده

۷Mein Auto ist gerade in der Werkstatt.

ماشین من الآن درست شد.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۸die Straße ist gerade

خیابان بی پیچ و خم است

تأییدنشده

۹sein Gehalt deckt gerade die Ausgaben

حقوقش خرج را تکافو میکند

تأییدنشده

۱۰Sie trinkt gerade Tee.

او دارد چای می‌نوشد.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۱۱Ihre Sache ist gerade in Bearbeitung

روی این چیز دارند کار میکنند

تأییدنشده

منبع‌ها و یادکردها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Refugee Phrasebook, CC0-1.0

    Refugee Phrasebook contributors (Refugee Phrasebook)

  • Wikidata, CC0-1.0

    Wikidata contributors

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Zaghawa (de #2504648), cojiluc (fa #9696454), Tatoeba
  2. ۲: wolfgangth (de #10061283), sinakd (fa #11122432), Tatoeba
  3. ۳: jakov (de #544614), pedrampc68 (fa #510577), Tatoeba
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: wolfgangth (de #7592640), sinakd (fa #11120466), Tatoeba
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: Sudajaengi (de #967342), mahdiye (fa #848151), Tatoeba
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: wolfgangth (de #8860728), sinakd (fa #11120468), Tatoeba
  11. ۱۱: farhang von ckh
منبع‌ها و پروانه‌ها