ضد
zedd-e[zéd̪.d̪e]
۱Gegen Durst helfen Kümmel und Bier.
زیره و آبجو ضد عطش کمک میکنند.
حرف اضافه
- ضد
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- علیه
صفت
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- مقابل
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Dieses Tier arbeitet nur gegen Belohnung.
این حیوان فقط در مقابل پاداش کار میکند.
۳Erziehung ist die organisierte Verteidigung der Erwachsenen gegen die Jugend.
تعلیم دفاع برنامه ریزی شدهٔ بزرگسالان مقابل خردسالان است.
۴Mein Vater hat nie die Hand gegen mich erhoben.
پدرم هرگز دست روی من بلند نکرده است.
۵Die Welt hat sich gegen mich verschworen.
دنیا بر ضد من توطئه کرد.
۶Ich kämpfte gegen den Schlaf.
علیه خواب می جنگیدم.
۷Es ist ein Kampf aller gegen alle.
این یک نبرد علیه همه است.
۸Gegen ein Vorurteil hilft kein Rat.
هیچ پندی ضد یک پیشداوری کمک نمیکند.
۹Sklaverei ist ein Verbrechen gegen die Menschheit.
برده داری جنایت علیه بشریت است.
۱۰Wer nicht für uns ist, ist gegen uns.
کسی که با ما نیست، علیه ماست.
۱۱Ein wirksames Heilmittel gegen Angst ist Milde.
ملایمت یک روش درمان موثر ضد خشم است.