واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

خطرناک

xatarnâk[xæ.t̪ʰæɹ.nɒ́ːkʰʲ]

gefährlich
صفت برتر:
gefährlicher
صفت برترین:
am gefährlichsten
صفت

نمونه با gefährlich

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۱Blei ist gefährlich.

سرب خطرناک است.

صفت

  • خطرناکxatarnâkخَطَرناک[xæ.t̪ʰæɹ.nɒ́ːkʰʲ](full of danger)(threatening, dangerous)
  • ناامننا اَمن(full of danger)
برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • مهلکmohlekمُهلِک[moɦ.lékʰʲ]تأییدنشده

دستور زبان gefährlich

صفت

خوانش
[ɡəˈfɛːɐ̯lɪç]
همهٔ ریخت‌ها
  • gefährlichصفت ساده
  • gefährlicherصفت برتر
  • am gefährlichstenصفت برترین
  • gefährlicherمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • gefährlicheمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • gefährlichesخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • gefährlicheحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • gefährlichenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • gefährlicherمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • gefährlichenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • gefährlicherحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • gefährlichemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • gefährlicherحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • gefährlichemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • gefährlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • gefährlichenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • gefährlicheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • gefährlichesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • gefährlicheحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • gefährlicheمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • gefährlicheمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • gefährlicheخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • gefährlichenحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • gefährlichenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • gefährlichenمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • gefährlichenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • gefährlichenحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • gefährlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • gefährlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • gefährlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • gefährlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • gefährlichenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • gefährlicheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • gefährlicheحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • gefährlichenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • gefährlicherمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • gefährlicheمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • gefährlichesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • gefährlichenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت ساده
  • gefährlichenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • gefährlichenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • gefährlichenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • gefährlichenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • gefährlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • gefährlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • gefährlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • gefährlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • gefährlichenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • gefährlicheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • gefährlichesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • gefährlichenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • gefährlichererصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • gefährlichereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • gefährlicheresصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • gefährlichereصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • gefährlicherenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • gefährlichererصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • gefährlicherenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • gefährlichererصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • gefährlicheremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • gefährlichererصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • gefährlicheremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • gefährlicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • gefährlicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • gefährlichereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • gefährlicheresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • gefährlichereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف قوی
  • gefährlichereصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • gefährlichereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • gefährlichereصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • gefährlicherenصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • gefährlicherenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • gefährlicherenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • gefährlicherenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • gefährlicherenصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • gefährlicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • gefährlicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • gefährlicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • gefährlicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • gefährlicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • gefährlichereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • gefährlichereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • gefährlicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف ضعیف
  • gefährlichererصفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • gefährlichereصفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • gefährlicheresصفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • gefährlicherenصفت برتر، صرف آمیخته، حالت نهادی، جمع
  • gefährlicherenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • gefährlicherenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد
  • gefährlicherenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • gefährlicherenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، جمع
  • gefährlicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • gefährlicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • gefährlicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • gefährlicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع
  • gefährlicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • gefährlichereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • gefährlicheresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • gefährlicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، جمع
  • gefährlichsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • gefährlichsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • gefährlichstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • gefährlichsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • gefährlichstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • gefährlichsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • gefährlichstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • gefährlichsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • gefährlichstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • gefährlichsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • gefährlichstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • gefährlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • gefährlichstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • gefährlichsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • gefährlichstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • gefährlichsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • gefährlichsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • gefährlichsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • gefährlichsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • gefährlichstenحالت نهادی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • gefährlichstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • gefährlichstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • gefährlichstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • gefährlichstenحالت اضافی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • gefährlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • gefährlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • gefährlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • gefährlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • gefährlichstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • gefährlichsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • gefährlichsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • gefährlichstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • gefährlichsterمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • gefährlichsteمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • gefährlichstesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • gefährlichstenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت برترین
  • gefährlichstenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • gefährlichstenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • gefährlichstenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • gefährlichstenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • gefährlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • gefährlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • gefährlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • gefährlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • gefährlichstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • gefährlichsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • gefährlichstesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • gefährlichstenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین

نمونه‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۲Es ist gefährlich, unbedacht mit Elektrizität umzugehen.

دستکاری برق بدون ملاحظه خطرناک است.

۳Rassismus ist die gefährlichste Krankheit unserer Zeit.

نژادپرستی خطرناک‌ترین بیماری زمان ماست.

۴Es ist gefährlich, gleichzeitig zu telefonieren und zu fahren.

این خطرناک است که همزمان رانندگی کنید و با تلفن صحبت کنید.

۵Selbstdiagnosen können gefährlich sein.

تشخیص شخصی می تواند خطرناک باشد.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۶Wäre das nicht gefährlich?

آیا خطرناک نخواهد بود؟

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۷Ausgefranste elektrische Kabel können gefährlich sein.

کابلهای برق ریشریش شده می‌توانند بسیار خطرناک باشند.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۸er ist ein gefährlicher Mensch

او آدم وخیم است

تأییدنشده

۹Halbwissen ist gefährlich.

یادگیری اندک، چیز خطرناکی است.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۱۰er sagte gefährliche Dinge

کله اش بوی قرمه سبزی می داد

تأییدنشده

منبع‌ها و یادکردها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Refugee Phrasebook, CC0-1.0

    Refugee Phrasebook contributors (Refugee Phrasebook)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #6358770), cojiluc (fa #8297422), Tatoeba
  2. ۲: xtofu80 (de #514692), ghasemkiani (fa #773674), Tatoeba
  3. ۳: ninefi (de #13355999), ninefi (fa #13356014), Tatoeba
  4. ۴: MUIRIEL (de #138816), mkia (fa #1976356), Tatoeba
  5. ۵: Pfirsichbaeumchen (de #4952097), manelie (fa #13383013), Tatoeba
  6. ۶: Melang (de #8661909), AsliAbbasi (fa #3738597), Tatoeba
  7. ۷: raggione (de #3457306), cojiluc (fa #13528127), Tatoeba
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: samueldora (de #2055372), Esperantodan (fa #753541), Tatoeba
  10. ۱۰: farhang von ckh
منبع‌ها و پروانه‌ها