متولد
تأییدنشده
motavalled[mo.t̪ʰæ.væl.led̪̥]
مثال با geboren
روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحهکلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.
۱Reisen ist in jedem Augenblick geboren werden und sterben.
سفر کردن یعنی در یک لحظه متولد شدن و مردن.
صفت
- متولدmotavalled[mo.t̪ʰæ.væl.led̪̥](given birth to)تأییدنشده
فعل
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- به دنیا آمدنbe donyâ âmadanبه دُنیا آمَدَنتأییدنشده
دستور زبانِ geboren
صفت
- تلفظ
- [ɡəˈboːʁən]
همهٔ صورتها
- geborenصفت مطلق
- geborenerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- geboreneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- geborenesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- geboreneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- geborenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- geborenerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- geborenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- geborenerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- geborenemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- geborenerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- geborenemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- geborenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- geborenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- geboreneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- geborenesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- geboreneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- geboreneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- geboreneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- geboreneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- geborenenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- geborenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- geborenenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- geborenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- geborenenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- geborenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- geborenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- geborenenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- geborenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- geborenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- geboreneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- geboreneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- geborenenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- geborenerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- geboreneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- geborenesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- geborenenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
- geborenenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- geborenenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- geborenenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- geborenenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- geborenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- geborenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- geborenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- geborenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- geborenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- geboreneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- geborenesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- geborenenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
مثالها
روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحهکلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.
او کی متولد شده است؟
تأییدنشده
ترجمهٔ غیرمستقیم
۳Ich bin froh, dass ich geboren bin.
من خوشحالم که به دنیا آمدم.
تأییدنشده
ترجمهٔ غیرمستقیم
من در سال 1972 به دنیا آمده ام.
تأییدنشده
ترجمهٔ غیرمستقیم
۵Das ist meine kleine Schwester Sakiko. Sie wurde im selben Jahr wie ich geboren und bereitet sich im Moment auf ihre Prüfungen vor.
این خواهر کوچکم ساکیکو است. او همان سالی متولد شده که من به دنیا آمدهام و الآن برای امتحاناتش درس میخواند.
تأییدنشده
ترجمهٔ غیرمستقیم
۶Soweit ich weiß, ist er in Italien geboren.
تمام چیزی که می دانم اینست که او در ایتالیا متولد شده است.
تأییدنشده
ترجمهٔ غیرمستقیم
۷dumm geboren, nichts dazugelernt
خری زاد و خری زیست و خری مرد
تأییدنشده
زادگاه شما کجاست؟ کجا متولد شده اید
تأییدنشده
۹er ist der geborene Lehrer
او برای تعلیم ساخته شده است
تأییدنشده
۱۰Er wurde in einer italienischen Kleinstadt geboren.
او در شهر کوچکی در ایتالیا متولد شده است.
تأییدنشده
ترجمهٔ غیرمستقیم
۱۱Ich wurde geboren, um dich zu lieben.
من برای دوست داشتن تو زاده شدم.
تأییدنشده
ترجمهٔ غیرمستقیم
منابع و ارجاعها
- Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0
Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)
- Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0
Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)
- wordfreq, CC-BY-SA-4.0
wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.
- Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0
Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)
- farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0
farhang von ckh
- Tatoeba, CC-BY-2.0-FR
Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.
- ۱: Esperantostern (de #2489333), cojiluc (fa #10792822), Tatoeba
- ۲: MUIRIEL (de #352810), mahdiye (fa #667763), Tatoeba
- ۳: Pfirsichbaeumchen (de #3031433), cojiluc (fa #7496040), Tatoeba
- ۴: xtofu80 (de #698055), AsliAbbasi (fa #1757155), Tatoeba
- ۵: doemaar14 (de #11047700), ghasemkiani (fa #773637), Tatoeba
- ۶: Sudajaengi (de #944703), mahdiye (fa #888562), Tatoeba
- ۷: farhang von ckh
- ۸: farhang von ckh
- ۹: farhang von ckh
- ۱۰: Espi (de #520011), mahdiye (fa #916184), Tatoeba
- ۱۱: irisretina (de #1544870), cojiluc (fa #7496109), Tatoeba
منابع و مجوزها