واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

آزاد

âzâd[ʔɒː.zɒ́ːd̪̥]

frei
صفت برتر:
freier
صفت برترین:
am freiesten, am freisten
صفت

نمونه با frei

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۱Ich bin frei.

من آزاد هستم.

صفت

  • آزادâzâd[ʔɒː.zɒ́ːd̪̥](not imprisoned)(not in use)(liberal)(unconstrained)
برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • مجانیmajjâniمَجانی[mæd.d͡ʒɒː.niː](free of charge, gratis)(not requiring any payment - adjective)تأییدنشده
  • رهاrahâ(not imprisoned)تأییدنشده
  • بدونبِدون(without)تأییدنشده
  • بیکارbikâr[biː.kʰɒ́ːɹ](not in use)تأییدنشده
  • ولvel[vel̥](not leashed)تأییدنشده

دستور زبان frei

صفت

خوانش
[fʁaɪ̯]
همهٔ ریخت‌ها
  • freiصفت ساده
  • freierصفت برتر
  • am freiestenصفت برترین
  • am freistenصفت برترین
  • freierمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • freieمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • freiesخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • freieحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • freienحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • freierمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • freienحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • freierحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • freiemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • freierحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • freiemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • freienحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • freienحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • freieحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • freiesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • freieحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • freieمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • freieمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • freieخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • freienحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • freienحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • freienمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • freienحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • freienحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • freienحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • freienحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • freienحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • freienحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • freienحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • freieحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • freieحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • freienحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • freierمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • freieمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • freiesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • freienصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت ساده
  • freienحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • freienمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • freienحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • freienحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • freienحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • freienحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • freienحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • freienحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • freienحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • freieحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • freiesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • freienحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • freiererصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • freiereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • freieresصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • freiereصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • freierenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • freiererصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • freierenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • freiererصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • freieremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • freiererصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • freieremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • freierenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • freierenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • freiereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • freieresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • freiereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف قوی
  • freiereصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • freiereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • freiereصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • freierenصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • freierenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • freierenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • freierenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • freierenصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • freierenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • freierenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • freierenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • freierenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • freierenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • freiereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • freiereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • freierenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف ضعیف
  • freiererصفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • freiereصفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • freieresصفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • freierenصفت برتر، صرف آمیخته، حالت نهادی، جمع
  • freierenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • freierenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد
  • freierenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • freierenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، جمع
  • freierenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • freierenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • freierenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • freierenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع
  • freierenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • freiereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • freieresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • freierenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، جمع
  • freiesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • freisterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • freiesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • freisteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • freiestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • freistesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • freiesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • freisteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • freiestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • freistenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • freiesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • freisterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • freiestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • freistenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • freiesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • freisterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • freiestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • freistemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • freiesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • freisterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • freiestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • freistemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • freiestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • freistenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • freiestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • freistenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • freiesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • freisteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • freiestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • freistesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • freiesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • freisteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • freiesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • freisteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • freiesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • freisteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • freiesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • freisteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • freiestenحالت نهادی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • freistenحالت نهادی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • freiestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • freistenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • freiestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • freistenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • freiestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • freistenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • freiestenحالت اضافی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • freistenحالت اضافی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • freiestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • freistenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • freiestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • freistenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • freiestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • freistenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • freiestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • freistenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • freiestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • freistenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • freiesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • freisteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • freiesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • freisteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • freiestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • freistenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • freiesterمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • freisterمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • freiesteمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • freisteمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • freiestesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • freistesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • freiestenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت برترین
  • freistenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت برترین
  • freiestenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • freistenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • freiestenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • freistenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • freiestenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • freistenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • freiestenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • freistenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • freiestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • freistenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • freiestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • freistenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • freiestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • freistenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • freiestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • freistenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • freiestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • freistenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • freiesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • freisteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • freiestesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • freistesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • freiestenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • freistenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین

عبارت‌ها و زبانزدها

نمونه‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۲Freies Palästina!

فلسطین آزاد!

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۳Fasten aus freiem Willen

روزه گرفتن به طیب خاطر

تأییدنشده

۴die Zeit war nicht frei von Störungen

این وقت خالی از مزاحمت نبود

تأییدنشده

۵gegen Kaution frei werden

با قید کفیل آزاد شدن

تأییدنشده

۶freie Entfaltung der Persönlichkeit

رشد آزاد شخصیت

تأییدنشده

۷Alle Menschen sind frei und gleich an Würde und Rechten geboren. Sie sind mit Vernunft und Gewissen begabt und sollen einander im Geist der Brüderlichkeit begegnen.

تمام افراد بشر آزاد زاده می‌شوند و از لحاظ حیثیت و کرامت و حقوق با هم برابراند. همگی دارای عقل و وجدان هستند و باید با یکدیگر با روحیه ای برادرانه رفتار کنند.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۸der Platz ist frei

اینجا خالی است

تأییدنشده

۹Recht auf freie Berufswahl

حق اختیارات شغل

تأییدنشده

۱۰frei von der Leber weg

صاف و پوست کنده گفتن

تأییدنشده

۱۱die Zeit war nicht frei von Störungen

این وقت خالی از مزاحمت نمی شد

تأییدنشده

منبع‌ها و یادکردها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: MUIRIEL (de #340890), reto (fa #6318945), Tatoeba
  2. ۲: rul (de #14030201), rul (fa #14065735), Tatoeba
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: lilygilder (de #384905), sysko (fa #506110), Tatoeba
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: farhang von ckh
  11. ۱۱: farhang von ckh
منبع‌ها و پروانه‌ها