پرواز کردن
parvâz kardan
- حال (سومشخص مفرد):
- fliegt
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- flog
- اسم مفعول:
- geflogen
- فعل کمکی:
- sein, haben
۱Vögel lernen instinktiv zu fliegen.
پرندگان از روی غریضه پرواز کردن یاد میگیرند.
فعل
- پرواز کردن
- پریدن
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- رفتن
دستور زبانِ fliegen
فعل
- تلفظ
- [ˈfliːɡn̩], [ˈfliːɡŋ̍]
همهٔ صورتها
- geflogen
- fliegen
- fliegend
- geflogen
- flieg
- fliege
- fliegt
- fliege
- fliege
- fliegst
- fliegest
- fliegt
- fliege
- fliegen
- fliegen
- fliegt
- flieget
- fliegen
- fliegen
- flog
- flöge
- flogst
- flögest
- flögst
- flog
- flöge
- flogen
- flögen
- flogt
- flöget
- flögt
- flogen
- flögen
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Der Hubschrauber fliegt sehr niedrig.
بالگرد در ارتفاع بسیار پایین پرواز میکند.
۳Adler können fliegen, ohne ihre Flügel zu bewegen.
عقابها بدون حرکت بالهایشان میتوانند پرواز کنند.
۴Ein Autorennfahrer ist ein Pilot, der zu niedrig fliegt.
یک راننده ماشین یک خلبان است که در ارتفاع پایین پرواز میکند.
۵Eine Schwalbe fliegt sehr schnell.
پرستو خیلی سریع پرواز میکند.
۶Ich möchte zum Mond fliegen.
من میخواهم به ماه پرواز کنم.
۷Das Flugzeug fliegt mit einer Geschwindigkeit von fünfhundert Kilometern pro Stunde.
هواپیما با سرعت پانصد کیلومتر در ساعت پرواز میکند.
۱Vögel lernen instinktiv zu fliegen.
پرندگان از روی غریضه پرواز کردن یاد میگیرند.
۸Der Vogel fliegt.
پرنده پرواز میکند.
۹durch die Scheibe fliegen
از پنجره به بیرون پریدن
۱۰Schwalbe, während sie fliegt
پرستوک که دارد می پرد