فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جامد

jâmed[d͡ʒɒː.méd̪̥]

fest
صفت تفضیلی:
fester
صفت عالی:
am festesten
صفت

مثال با fest

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Ich glaube das fest.

من به آن اعتقاد محکم دارم.

صفت

  • جامدjâmedجامِد[d͡ʒɒː.méd̪̥](in the solid state)
  • سفتseftسِفت(resistant to pressure)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • محکمmohkam, mahkamمُحکَم[mæɦ.kʰʲǽm][moɦ.kʰʲǽm]تأییدنشده
  • پایندهpâyandeپایَنده[pʰɒː.jæn̪.d̪e]تأییدنشده
  • صلب(in the solid state)(resistant to pressure)تأییدنشده
  • سختsaxt[sæxt̪ʰ](in the solid state)(resistant to pressure)تأییدنشده

دستور زبانِ fest

صفت

تلفظ
[fɛst]
همهٔ صورت‌ها
  • festصفت مطلق
  • festerصفت تفضیلی
  • am festestenصفت عالی
  • festerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • festeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • festesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • festeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • festenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • festerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • festenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • festerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • festemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • festerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • festemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • festenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • festenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • festeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • festesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • festeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • festeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • festeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • festeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • festenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • festenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • festenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • festenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • festenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • festenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • festenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • festenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • festenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • festenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • festeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • festeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • festenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • festerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • festeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • festesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • festenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • festenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • festenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • festenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • festenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • festenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • festenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • festenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • festenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • festenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • festeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • festesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • festenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • festererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • festereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • festeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • festereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • festerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • festererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • festerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • festererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • festeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • festererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • festeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • festerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • festerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • festereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • festeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • festereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • festereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • festereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • festereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • festerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • festerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • festerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • festerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • festerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • festerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • festerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • festerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • festerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • festerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • festereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • festereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • festerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • festererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • festereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • festeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • festerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • festerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • festerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • festerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • festerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • festerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • festerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • festerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • festerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • festerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • festereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • festeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • festerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • festesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • festesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • festestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • festesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • festestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • festesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • festestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • festesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • festestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • festesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • festestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • festestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • festestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • festesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • festestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • festesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • festesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • festesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • festesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • festestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • festestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • festestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • festestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • festestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • festestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • festestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • festestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • festestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • festestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • festesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • festesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • festestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • festesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • festesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • festestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • festestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • festestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • festestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • festestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • festestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • festestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • festestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • festestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • festestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • festestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • festesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • festestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • festestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۲ich habe mich fest entschlossen

من عزم راسخی دارم

تأییدنشده

۳in einer Sache fest bleiben

در چیزی اهتمام کردن

تأییدنشده

۴er glaubt fest daran

او به گونهٔ مضمر به آن باور می کند

تأییدنشده

۵Mensch mit fester Überzeugung

آدم ثابت رأی

تأییدنشده

۶ich habe mich fest entschlossen, zu reisen

من عزم سفر کردم

تأییدنشده

۷haltbarer Stoff, fester Stoff

پارچهٔ هٔ قرص

تأییدنشده

۸Halten Sie das Seil fest.

طناب را سفت نگهدار.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۹Halte das Seil fest!

طناب را سفت نگهدار.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۱۰er sitzt im Haus fest

از خانه تکان نخورد

تأییدنشده

۱۱sein Mund war fest verschlossen

دندانهایش کلید شده بود

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Esperantostern (de #5004015), cojiluc (fa #7015699), Tatoeba
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: nexx (de #11741167), cojiluc (fa #9971635), Tatoeba
  9. ۹: Pfirsichbaeumchen (de #2369665), cojiluc (fa #9971635), Tatoeba
  10. ۱۰: farhang von ckh
  11. ۱۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها