برای
barâ-ye[bæ.ɹɒ́ː.je]
für
۱Schade für dich!
افسوس برای تو!
حرف اضافه
- برای
دستور زبانِ für
حرف اضافه
- تلفظ
- [fyːɐ̯]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Er schreibt Drehbücher für Fernsehserien.
او برای سریالهای تلویزیونی فیلمنامه مینویسد.
۳Gibt es Rabatt für Studenten?
آیا برای دانشجویان تخفیف وجود دارد؟
۴Es war ein Abschied für immer.
این یک وداع برای همیشه بود.
۵Der Tod ist das Schicksal für jeden.
مرگ سرنوشتی برای همه است.
۶Die Sonne scheint nicht für sich selbst.
خورشید برای خودش نمیدرخشد.
۷Das Leben ist zu kurz für irgendwann.
زندگی برای همه چیز کوتاه است.
۸Die Arbeiter streiken für höhere Löhne.
کارگران برای حقوق بالاتر اعتصاب میکنند.
۹Das ist genug für heute.
برای امروز بس است.
۱۰Aprilregen ist für die Erde ein Segen.
باران بهاری برای زمین یک برکت است.
۱۱Ich verließ Afrika für immer.
من آفریقا را برای همیشه ترک کردم.