چیزی
čizê[t͡ʃʰiː.ziː]
etwas
۱Du verbirgst etwas.
تو چیزی را پنهان میکنی.
ضمیر
- چیزی
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- کمی
- قدری
قید
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- مقداری
- تا حدی
- کمی
دستور زبان etwas
ضمیر
- خوانش
- [ˈɛtvas]
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
۲Etwas hat sich im Rohr verklemmt.
چیزی در لوله گیر کرده است.
۳Reich ist der, der niemandem etwas schuldet.
ثروتمند اوست که به هیچکس چیزی بدهکار نیست.
۴Erzähl uns etwas über deine sportliche Laufbahn!
چیزی از خط سیر ورزشیات برای ما بازگو.
۵Sei etwas nachsichtiger!
کمی مداراتر باش!
۶Es wird dir besser gehen, nachdem du dich etwas ausgeruht hast.
بعد از کمی استراحت حالت بهتر میشه.
۷Lass uns etwas versuchen!
بیایید امتحانش کنیم
۸Niemand verstand etwas.
هیچکس چیزی نفهمید.
۹Könntest du etwas präziser sein?
میتوانی کمی دقیقتر باشی؟
۱۰Ist etwas in dieser Schachtel?
آیا چیزی در این جعبه هست؟
۱۱Wie wagst du, so etwas zu sagen?
چطور جرأت میکنی چنین چیزی بگویی؟