او
u[ʔuː]
er
۱Er lief.
او دوید.
ضمیر
- او
- این
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- اوی
- وی
دستور زبانِ er
ضمیر
- حالت اضافی
- seiner, ihrer
- جمع
- die sie
- تلفظ
- [eːɐ̯], [ɐ], [ˈvas‿ɐ]
همهٔ صورتها
- er
- sie
- es
- sie
- seiner
- ihrer
- seiner
- ihrer
- ihm
- ihr
- ihm
- ihnen
- ihn
- sie
- es
- sie
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Er hatte gute Laune.
او خوش خلق بود.
۳Er lügt ständig.
او مداوم دروغ میگوید.
۴Er rannte.
او میدوید.
۵Er weiß viel.
او زیاد میداند.
۶Er ist betrunken.
او مست است.
۷Er war nie krank.
او هرگز بیمار نبود.
۸Er klingt sehr unreif.
او خیلی ناپخته به نظر میرسد.
۹Er will Zuneigung.
او توجه نیاز دارد.
۱۰Hat er noch Fieber?
آیا او هنوز تب دارد؟
۱۱Er schmilzt Kupfer.
او مس را آب میکند.