فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دربر داشتن

enthalten
حال (سوم‌شخص مفرد):
enthält
گذشتهٔ ساده (سوم‌شخص مفرد):
enthielt
اسم مفعول:
enthalten
فعل کمکی:
haben
فعل

مثال با enthalten

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Meerwasser enthält Salz.

آب دریا حاوی نمک است.

فعل

  • دربر داشتندَربَر داشتَن(hold inside)(beinhalten)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • حاوی بودنحاوی بودَن(beinhalten)تأییدنشده
  • محتوی بودنمُحتَوی بودَن(beinhalten)تأییدنشده
  • مشتمل بودنمُشتَمِل بودَن(beinhalten)تأییدنشده
  • انضماماِنضِمام(include as a part or ingredient)تأییدنشده

دستور زبانِ enthalten

فعل

تلفظ
[ɛntˈhaltn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • enthaltenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • enthaltenerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • enthalteneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • enthaltenesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • enthalteneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • enthaltenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • enthaltenerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • enthaltenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • enthaltenerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • enthaltenemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • enthaltenerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • enthaltenemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • enthaltenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • enthaltenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • enthalteneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • enthaltenesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • enthalteneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • enthalteneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • enthalteneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • enthalteneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • enthaltenenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • enthaltenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • enthaltenenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • enthaltenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • enthaltenenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • enthaltenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • enthaltenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • enthaltenenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • enthaltenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • enthaltenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • enthalteneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • enthalteneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • enthaltenenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • enthaltenerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • enthalteneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • enthaltenesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • enthaltenenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • enthaltenenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • enthaltenenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • enthaltenenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • enthaltenenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • enthaltenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • enthaltenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • enthaltenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • enthaltenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • enthaltenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • enthalteneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • enthaltenesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • enthaltenenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • enthaltenمعلوم، مصدر، حال
  • enthaltendمعلوم، participle، حال
  • enthaltenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • enthaltمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • enthalteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • enthaltetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • enthalteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • enthalteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • enthältstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • enthaltestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • enthältمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • enthalteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • enthaltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • enthaltenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • enthaltetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • enthaltetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • enthaltenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • enthaltenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • enthieltمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • enthielteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • enthieltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • enthieltstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • enthieltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • enthieltمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • enthielteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • enthieltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • enthieltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • enthieltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • enthieltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • enthieltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • enthieltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۲Dieser Satz enthält einen Fehler.

این جمله خطا دارد.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۳Dieser Satz enthält einen Fehler.

خطایی در این جمله هست.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۴die Bedienung ist im Preis enthalten

قیمت شامل سرویس است

تأییدنشده

۵sich der Stimme enthalten

رأی ممتنع دادن

تأییدنشده

۶sich der Kritik nicht enthalten

از خرده گیری فروگذار نکردن

تأییدنشده

۷Als es zur Wahl kam, enthielt er sich.

هنگامی که زمان رأی دادن بود، او از از رأی دادن خودداری کرد.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۸Dieser Satz enthält einen Fehler.

اشتباهی در این جمله هست.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۹jem. etws von seinem Anteil enthalten

کلاه کسی پس معرکه گذاشتن

تأییدنشده

۱۰Trinkgeld ist im Preis enthalten

قیمت انعام را هم بر دارد

تأییدنشده

۱۱sich des Alkohols enthalten

از نوشیدن مشروب پرهیز کردن

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: raggione (de #6775873), cojiluc (fa #12221262), Tatoeba
  2. ۲: BraveSentry (de #623538), armandaneshjoo (fa #1044451), Tatoeba
  3. ۳: BraveSentry (de #623538), armandaneshjoo (fa #1044455), Tatoeba
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: Tamy (de #3748568), cojiluc (fa #7857886), Tatoeba
  8. ۸: BraveSentry (de #623538), armandaneshjoo (fa #1044453), Tatoeba
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: farhang von ckh
  11. ۱۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها