فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قطعی

ġat'i[qæt̪ʰ.ʔíː]

endgültig
صفت

مثال با endgültig

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Meine Antwort ist endgültig.

پاسخ من قطعی است.

صفت

  • قطعیġat'iقَطعی[qæt̪ʰ.ʔíː]
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • غائیتأییدنشده
  • قاطعقاطِعتأییدنشده
  • نهاییnahâyi[næ.ɦɒː.jíː](last; ultimate)تأییدنشده
  • بی برو برگردبی بُرو بَرگَردتأییدنشده
  • آخرینآخَرین(last; ultimate)تأییدنشده

دستور زبانِ endgültig

صفت

تلفظ
[ˈɛntɡʏltɪç], [ˈɛntɡʏltɪk]
همهٔ صورت‌ها
  • endgültigصفت مطلق
  • endgültigerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • endgültigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • endgültigesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • endgültigeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • endgültigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • endgültigerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • endgültigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • endgültigerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • endgültigemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • endgültigerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • endgültigemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • endgültigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • endgültigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • endgültigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • endgültigesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • endgültigeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • endgültigeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • endgültigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • endgültigeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • endgültigenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • endgültigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • endgültigenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • endgültigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • endgültigenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • endgültigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • endgültigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • endgültigenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • endgültigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • endgültigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • endgültigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • endgültigeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • endgültigenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • endgültigerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • endgültigeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • endgültigesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • endgültigenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • endgültigenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • endgültigenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • endgültigenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • endgültigenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • endgültigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • endgültigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • endgültigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • endgültigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • endgültigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • endgültigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • endgültigesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • endgültigenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۲Diese Entscheidung ist endgültig.

این تصمیم نهایی است.

۳Meine Entscheidung ist endgültig.

تصمیم من نهایی است.

۴Gebt mir eine endgültige Antwort.

به من یک پاسخ قطعی بده.

۵Ich bin endgültig weg von Zigaretten.

من به طور قطعی سیگار را کنار گذاشتم.

۶Geben Sie mir eine endgültige Antwort.

به من یک جواب قطعی بدهید.

۷ich habe mich endgültig von der Politik verabschiedet

من سیاست را بوسیدم و کنار گذاشتم

تأییدنشده

۸ich habe endgültig mit der Politik aufgehört

من سیاست را بوسیدم و کنار گذاشتم

تأییدنشده

۹das ist der endgültige Text

این متن نهائی است

تأییدنشده

۱۰die Abreise steht endgültig fest

حرکت قاطع است

تأییدنشده

۱۱Feiglinge sterben mehrmals vor ihrem endgültigen Ableben.

بزدلان بارها قبل از مرگشان می‌میرند.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Tamy (de #2047847), cojiluc (fa #6960323), Tatoeba
  2. ۲: Manfredo (de #654418), cojiluc (fa #7726318), Tatoeba
  3. ۳: raggione (de #3807091), cojiluc (fa #6960324), Tatoeba
  4. ۴: MUIRIEL (de #370187), cojiluc (fa #6960328), Tatoeba
  5. ۵: Zaghawa (de #1823862), cojiluc (fa #9456312), Tatoeba
  6. ۶: MUIRIEL (de #370188), cojiluc (fa #7853914), Tatoeba
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: farhang von ckh
  11. ۱۱: Sudajaengi (de #905663), cojiluc (fa #7530358), Tatoeba
منابع و مجوزها