فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

حقیقی

تأییدنشده

haqiqi[hæ.ʁiː.ʁíː]

echt
صفت تفضیلی:
echter
صفت عالی:
am echtesten
صفت

مثال با echt

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Echte Freundschaften halten ewig.

دوستی حقیقی ابدی می‌شود.

صفت

  • حقیقیhaqiqiحَقیقی[hæ.ʁiː.ʁíː](true, genuine, not merely nominal)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • درستdorostدُرُست[d̪o.ɹost̪ʰ](concurring with a given set of facts)تأییدنشده

شبه‌جمله

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • جدا(indicating surprise at, or requesting confirmation of, some new information)تأییدنشده
  • واقعاواقِعاً(indicating surprise at, or requesting confirmation of, some new information)تأییدنشده

دستور زبانِ echt

صفت

تلفظ
[ɛçt]
همهٔ صورت‌ها
  • echtصفت مطلق
  • echterصفت تفضیلی
  • am echtestenصفت عالی
  • echterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • echteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • echtesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • echteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • echtenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • echterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • echtenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • echterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • echtemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • echterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • echtemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • echtenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • echtenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • echteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • echtesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • echteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • echteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • echteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • echteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • echtenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • echtenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • echtenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • echtenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • echtenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • echtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • echtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • echtenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • echtenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • echtenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • echteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • echteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • echtenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • echterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • echteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • echtesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • echtenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • echtenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • echtenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • echtenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • echtenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • echtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • echtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • echtenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • echtenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • echtenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • echteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • echtesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • echtenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • echtererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • echtereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • echteresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • echtereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • echterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • echtererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • echterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • echtererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • echteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • echtererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • echteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • echterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • echterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • echtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • echteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • echtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • echtereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • echtereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • echtereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • echterenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • echterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • echterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • echterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • echterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • echterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • echterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • echterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • echterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • echterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • echtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • echtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • echterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • echtererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • echtereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • echteresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • echterenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • echterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • echterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • echterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • echterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • echterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • echterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • echterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • echterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • echterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • echtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • echteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • echterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • echtesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • echtesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • echtestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • echtesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • echtestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • echtesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • echtestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • echtesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • echtestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • echtesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • echtestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • echtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • echtestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • echtesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • echtestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • echtesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • echtesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • echtesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • echtesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • echtestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • echtestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • echtestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • echtestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • echtestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • echtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • echtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • echtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • echtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • echtestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • echtesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • echtesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • echtestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • echtesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • echtesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • echtestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • echtestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • echtestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • echtestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • echtestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • echtestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • echtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • echtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • echtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • echtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • echtestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • echtesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • echtestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • echtestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۲Das ist echtes Leder.

این چرم واقعی است.

۱Echte Freundschaften halten ewig.

دوستی حقیقی ابدی می‌شود.

۳Nur echter Stein kann echtes Gold bewähren.

فقط سنگ محک واقعی می‌تواند به طلای واقعی صحه بگذارد.

۴Echt?

واقعا؟

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۵damit echtes und unechtes unterschieden wird

تا سره و ناسره از هم متمایز باشد

تأییدنشده

۶er war echt sauer

حسابی عصبانی بود

تأییدنشده

۷Das nervt echt.

واقعا آزاردهنده است.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۸sie können echt sein und müssen nicht unecht sein

افراد می توانند اصالت وجود داشته باشند نه اشخاص عاریتی

تأییدنشده

۹das ist eine echte Zumutung

چه خیالشان می رسد

تأییدنشده

۱۰echte Begegnung findet nur zwischen Menschen statt

کوه به کوه نمی رسد آدم به آدم می رسد

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Plusquamperfekt (de #3450048), cojiluc (fa #6841491), Tatoeba
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #7852027), cojiluc (fa #8169077), Tatoeba
  3. ۳: Esperantostern (de #2839024), cojiluc (fa #13140549), Tatoeba
  4. ۴: Manfredo (de #808911), Hussein64 (fa #5118169), Tatoeba
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: Tickler (de #3868152), AchillePoirot (fa #3866929), Tatoeba
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: farhang von ckh
منابع و مجوزها