واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

احمق

ahmaġ[ʔæɦ.mǽɢ̥]

dumm
صفت برتر:
dümmer
صفت برترین:
am dümmsten
صفت

نمونه با dumm

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۱Allzuklug ist dumm.

عقل کل احمق است.

صفت

  • احمقahmaġاَحمَق[ʔæɦ.mǽɢ̥](lacking good sense or judgement; unwise)(lacking in intelligence)
  • کودنkowdanکودَن(lacking in intelligence)(stupid)(dumb, stupid)
برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • خنگxeng[xeɲɡʲ̥](lacking in intelligence)(stupid)(dumb, stupid)تأییدنشده
  • ابلهablahاَبلَه[ʔæb.lǽʱ]تأییدنشده
  • ببوbabu(lacking good sense or judgement; unwise)تأییدنشده
  • دبنگ(stupid)تأییدنشده

فعل

برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • خود را به نفهمی زدن برای نفع شخصیتأییدنشده

دستور زبان dumm

صفت

خوانش
[dʊm]
همهٔ ریخت‌ها
  • dummصفت ساده
  • dümmerصفت برتر
  • am dümmstenصفت برترین
  • dummerمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • dummeمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • dummesخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • dummeحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • dummenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • dummerمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • dummenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • dummerحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • dummemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • dummerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • dummemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • dummenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • dummenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • dummeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • dummesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • dummeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • dummeمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • dummeمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • dummeخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • dummenحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • dummenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • dummenمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • dummenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • dummenحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • dummenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • dummenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • dummenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • dummenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • dummenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • dummeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • dummeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • dummenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • dummerمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • dummeمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • dummesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • dummenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت ساده
  • dummenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • dummenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • dummenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • dummenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • dummenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • dummenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • dummenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • dummenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • dummenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • dummeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • dummesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • dummenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • dümmererصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • dümmereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • dümmeresصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • dümmereصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • dümmerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • dümmererصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • dümmerenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • dümmererصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • dümmeremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • dümmererصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • dümmeremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • dümmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • dümmerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • dümmereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • dümmeresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • dümmereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف قوی
  • dümmereصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • dümmereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • dümmereصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • dümmerenصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • dümmerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • dümmerenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • dümmerenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • dümmerenصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • dümmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • dümmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • dümmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • dümmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • dümmerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • dümmereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • dümmereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • dümmerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف ضعیف
  • dümmererصفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • dümmereصفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • dümmeresصفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • dümmerenصفت برتر، صرف آمیخته، حالت نهادی، جمع
  • dümmerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • dümmerenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد
  • dümmerenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • dümmerenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، جمع
  • dümmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • dümmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • dümmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • dümmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع
  • dümmerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • dümmereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • dümmeresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • dümmerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، جمع
  • dümmsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • dümmsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • dümmstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • dümmsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • dümmstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • dümmsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • dümmstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • dümmsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • dümmstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • dümmsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • dümmstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • dümmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • dümmstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • dümmsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • dümmstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • dümmsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • dümmsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • dümmsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • dümmsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • dümmstenحالت نهادی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • dümmstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • dümmstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • dümmstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • dümmstenحالت اضافی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • dümmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • dümmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • dümmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • dümmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • dümmstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • dümmsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • dümmsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • dümmstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • dümmsterمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • dümmsteمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • dümmstesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • dümmstenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت برترین
  • dümmstenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • dümmstenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • dümmstenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • dümmstenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • dümmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • dümmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • dümmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • dümmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • dümmstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • dümmsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • dümmstesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • dümmstenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین

عبارت‌ها و زبانزدها

نمونه‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۲die dümmsten Bauern ernten die größten Kartoffel

جاهل را غنی تر می رسد روزی

تأییدنشده

۳Dumm bleibt dumm, da helfen keine Pillen.

حماقت درمان ندارد.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۴Wie dumm ich war, diese einfache Lüge nicht zu entdecken!

چقدر من احمق بودم که دروغ به این سادگی را نفهمیدم!

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۵Das ist dummes Zeug!

مزخرفه!

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۶Kluge Leute können sich dumm stellen. Das Gegenteil ist schwieriger.

آدمهای باهوش می‌توانند وانمود کنند خنگ هستند. عکس آن سخت‌تر است.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

منبع‌ها و یادکردها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Esperantostern (de #1968866), cojiluc (fa #10743951), Tatoeba
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: Manfredo (de #1445448), cojiluc (fa #6900933), Tatoeba
  4. ۴: samueldora (de #1249496), mahdiye (fa #822365), Tatoeba
  5. ۵: Esperantostern (de #851612), Towhidn (fa #6098652), Tatoeba
  6. ۶: Esperantostern (de #2947368), cojiluc (fa #10697863), Tatoeba
منبع‌ها و پروانه‌ها