به تو
dir
۱Grün steht dir nicht.
رنگ سبز به تو می آید.
ضمیر
- به تو
دستور زبان dir
ضمیر
- حالت اضافی
- deiner
- جمع
- die ihr
- خوانش
- [diːɐ̯]
همهٔ ریختها
- du
- ihr
- deiner
- euer
- dir
- euch
- dich
- euch
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
۲Mein Herz wird dir allzeit treu ergeben sein.
قلب من تا ابد به تو وفادار خواهد ماند.
۳Ich sage dir, dass ich persönlich gegen Abtreibung bin.
من به تو میگویم، که شخصا مخالف سقط جنین هستم.
۴Wer hat dir die Geschichte erzählt?
چه کسی ماجرا را به تو گفت؟
۵Es liegt an dir, wie du es nimmst.
به تو بستگی دارد که چگونه آن را بپذیری.
۶Ich kann dir nichts versprechen.
من نمی توانم به تو هیچ قولی بدهم.
۷Ich will dir nicht wehtun.
من نمی خواهم به تو آسیبی بزنم.
۸Gib acht, dass er dir nicht in den Rücken fällt!
مراقب نباشی از پشت به تو خنجر خواهد زد.
۹das rate ich dir
از من به تو امانت
۱۰ich versichere dir
به تو تضمین می دهم
۱۱Ich will dir nicht weh tun.
من نمی خواهم به تو آسیبی بزنم.