به تو
۱Grün steht dir nicht.
رنگ سبز به تو می آید.
ضمیر
- به تو
دستور زبان dir
ضمیر
- حالت اضافی
- deiner
- جمع
- die ihr
- خوانش
- [diːɐ̯]
همهٔ ریختها
- du
- ihr
- deiner
- euer
- dir
- euch
- dich
- euch
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
۲Ich helfe dir gern, wenn ich kann.
اگر بتوانم، دوست دارم به تو کمک کنم.
۳Liebe deine Feinde; denn sie sagen dir deine Fehler.
دشمنانت را دوست بدار؛ چون اشتباهاتت را به تو میگویند.
۱Grün steht dir nicht.
رنگ سبز به تو می آید.
۴Fälle nicht den Baum, der dir Schatten spendet.
درختی که به تو سایه داده است را نبر.
۵Ich gebe dir Taschengeld.
من به تو پول تو جیبی میدهم.
۶Nur wahre Freunde sagen dir, wenn dein Gesicht schmutzig ist.
فقط دوستان واقعی به تو میگویند چهرهات کثیف است.
۷Wer dir von andern schlecht spricht, spricht auch andern schlecht von dir.
آنکه به تو از دیگری بد میگوید، به دیگری هم از تو بد میگوید.
۸Merke dir meine Worte!
حرفهای مرا به یاد بیاور.
۹Gebe Gott dir Seinen Segen.
خدا به تو برکت بدهد.
۱۰Du machst dir zu viele Gedanken um die Meinungen anderer über dich.
تو به به اینکه دیگران راجع به تو چه فکری میکنند زیادی اهمیت میدهی.