به تو
۱Grün steht dir nicht.
رنگ سبز به تو می آید.
ضمیر
- به تو
دستور زبانِ dir
ضمیر
- حالت اضافی
- deiner
- جمع
- die ihr
- تلفظ
- [diːɐ̯]
همهٔ صورتها
- du
- ihr
- deiner
- euer
- dir
- euch
- dich
- euch
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Ist dir nicht kalt?
سردت نیست؟
۳Mach dir keine Vorwürfe.
خودت را سرزنش نکن.
۴Ich zeigte dir den Mond, und du sahst nichts als meinen Finger.
من به تو ماه را نشان دادم، و تو فقط انگشتم را دیدی.
۵Wenn ein Feind dir Böses angetan hat, schenke jedem seiner Kinder eine Trompete.
وقتی یک دشمن به تو بدی کرد، به هر کدام از فرزندانش یک ترومپت ببخش.
۶Schieße keinen Pfeil, der zu dir zurückkehren könnte.
هیچ تیری نینداز که بتواند به تو بازگردد.
۷Er geht an deiner statt.
او بجای تو رفت.
۸Ich bin nicht in der Lage, dir zu helfen.
در موقعیتی نیستم که به تو کمک کنم.
۹Zeige mir den Wirt, ich zeige dir den Gast.
میزبان را به من نشان بده، من میهمان را به تو نشان میدهم.
۱۰Das Leben ist das, was mit dir passiert, während du dich mit anderen Dingen beschäftigst.
زندگی آن است که به تو میگذرد، وقتی که به چیزهای دیگر مشغول هستی.
۱۱Gefallen sie dir?
آیا از اونها خوشت می آید؟