فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خدمت کردن

تأییدنشده

dienen
حال (سوم‌شخص مفرد):
dient
گذشتهٔ ساده (سوم‌شخص مفرد):
diente
اسم مفعول:
gedient
فعل کمکی:
haben
فعل

مثال با dienen

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Diene dem, der dir dient.

به کسانی خدمت کن که به تو خدمت می‌کنند.

فعل

  • خدمت کردنخِدمَت کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نوکری کردننوکَری کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ dienen

فعل

تلفظ
[ˈdiːnən]
همهٔ صورت‌ها
  • gedientparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • dienenمعلوم، مصدر، حال
  • dienendمعلوم، participle، حال
  • gedientparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • dienمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dieneمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dientمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • dienمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • dieneمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • dieneمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • dienstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dienestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • dientمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • dieneمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • dienenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • dienenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • dientمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • dienetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • dienenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • dienenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • dienteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • dienteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • dientestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • dientestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • dienteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • dienteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • dientenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • dientenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • dientetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • dientetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • dientenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • dientenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۲dem Wohl des Menschen dienen

برای خیر مردم بودن

تأییدنشده

۳Bücher, die zum Verständnis einer Sache dienen

کتب مرجع

تأییدنشده

۴als Abschreckung dienen lassen

چیزی را عبرت گرفتن

تأییدنشده

۵Nurt wer bereit ist, zu dienen, kann auch herrschen

آدم تا کوچکی نکنه به بزرگی نمیرسه

تأییدنشده

۶das Ganze dient der Aufheiterung

این همه اش باعث نشاط می شود

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Esperantostern (de #4945860), cojiluc (fa #7547898), Tatoeba
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
منابع و مجوزها