فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

حرکت کردن

تأییدنشده

harakat kardan

bewegen
حال (سوم‌شخص مفرد):
bewegt, beweget (کهن)
گذشتهٔ ساده (سوم‌شخص مفرد):
bewog, bewegte, bewegete (کهن)
اسم مفعول:
bewegt (regular), bewogen (irregular), bewogen, bewegt, bewegt (بازتابی)
فعل کمکی:
haben (regular), haben (irregular), haben
فعل

مثال با bewegen

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Bewege dich leise.

آرام حرکت کن.

فعل

  • حرکت کردنharakat kardanحَرَکَت کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • جنب خوردنجُنب خوردَنتأییدنشده
  • متحرک شدنمُتَحَرِک شُدَنتأییدنشده
  • تحرک کردنتَحَرُک کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ bewegen

فعل

تلفظ
[bəˈveːɡn̩], [bəˈveːɡŋ̍]
همهٔ صورت‌ها
  • bewegtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • bewegenمعلوم، مصدر، حال، regular
  • bewegendمعلوم، participle، حال، regular
  • bewegtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، regular
  • bewegمعلوم، وجه امری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • bewegeمعلوم، وجه امری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • bewegtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، regular، دوم‌شخص
  • bewegetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، regular، دوم‌شخص
  • bewegeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، regular، مفرد
  • bewegeمعلوم، اول‌شخص، حال، regular، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bewegstمعلوم، وجه اخباری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • bewegestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • bewegestمعلوم، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bewegtمعلوم، وجه اخباری، حال، regular، مفرد، سوم‌شخص
  • bewegetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، regular، مفرد، سوم‌شخص
  • bewegeمعلوم، حال، regular، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bewegenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، regular
  • bewegenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، regular، وجه التزامی نوع اول
  • bewegtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، regular، دوم‌شخص
  • bewegetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، regular، دوم‌شخص
  • bewegetمعلوم، جمع، حال، regular، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • bewegenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، regular، سوم‌شخص
  • bewegenمعلوم، جمع، حال، regular، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bewegteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد
  • bewegeteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد
  • bewegteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bewegeteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bewegtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • bewegetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • bewegtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، regular، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bewegetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، regular، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bewegteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، سوم‌شخص
  • bewegeteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، سوم‌شخص
  • bewegteمعلوم، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bewegeteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bewegtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular
  • bewegetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular
  • bewegtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، وجه التزامی نوع دوم
  • bewegetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، وجه التزامی نوع دوم
  • bewegtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، دوم‌شخص
  • bewegetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، دوم‌شخص
  • bewegtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bewegetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bewegtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، سوم‌شخص
  • bewegetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، سوم‌شخص
  • bewegtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bewegetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bewegtparticiple، گذشتهٔ نقلی، reflexive، regular
  • Höflichkeitsformمعلوم، وجه امری، حال، reflexive، regular
  • Höflichkeitsformوجه امری، reflexive، regular، statal reflexive
  • bewegenمعلوم، مصدر، irregular، حال
  • bewegendمعلوم، irregular، participle، حال
  • bewogenirregular، participle، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • bewegمعلوم، وجه امری، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bewegeمعلوم، وجه امری، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bewegtمعلوم، وجه امری، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bewegeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، حال، مفرد
  • bewegeمعلوم، اول‌شخص، irregular، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bewegstمعلوم، وجه اخباری، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bewegestمعلوم، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bewegtمعلوم، وجه اخباری، irregular، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • bewegeمعلوم، irregular، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bewegenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، جمع، حال
  • bewegenمعلوم، اول‌شخص، irregular، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • bewegtمعلوم، وجه اخباری، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bewegetمعلوم، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • bewegenمعلوم، وجه اخباری، irregular، جمع، حال، سوم‌شخص
  • bewegenمعلوم، irregular، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bewogمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bewögeمعلوم، اول‌شخص، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bewogstمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bewögestمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bewögstمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bewogمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bewögeمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bewogenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع
  • bewögenمعلوم، اول‌شخص، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • bewogtمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • bewögetمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bewögtمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bewogenمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • bewögenمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bewogenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۲sich nicht von der Stelle bewegen

از جائی جنب نخوردن

تأییدنشده

۳Eichhörnchen bewegen sich schnell.

سنجابها سریع حرکت می کنند.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۴sie sind nicht von der Stelle zu bewegen

آنها از اینجا تکان بخور نیستند

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Esperantostern (de #913971), cojiluc (fa #6933279), Tatoeba
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: Tamy (de #2018202), manelie (fa #12832633), Tatoeba
  4. ۴: farhang von ckh
منابع و مجوزها