فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آماده

تأییدنشده

âmâde[ʔɒː.mɒː.d̪é]

bereit
صفت تفضیلی:
bereiter
صفت عالی:
am bereitesten
صفت

مثال با bereit

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Sag Bescheid, wenn du bereit bist!

وقتی آماده هستی خبر بده.

صفت

  • آمادهâmâde[ʔɒː.mɒː.d̪é](ready)(prepared for immediate action or use)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تیارteyyâr[t̪ʰej.jɒ́ːɹ](prepared for immediate action or use)تأییدنشده
  • رو به راه(prepared for immediate action or use)تأییدنشده

دستور زبانِ bereit

صفت

تلفظ
[bəˈʁaɪ̯t]
همهٔ صورت‌ها
  • bereitصفت مطلق
  • bereiterصفت تفضیلی
  • am bereitestenصفت عالی
  • bereiterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bereiteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bereitesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bereiteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • bereitenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bereiterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bereitenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bereiterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • bereitemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bereiterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bereitemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bereitenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • bereitenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bereiteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bereitesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bereiteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • bereiteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bereiteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bereiteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bereitenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • bereitenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bereitenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bereitenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bereitenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • bereitenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bereitenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bereitenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bereitenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • bereitenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bereiteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bereiteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bereitenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • bereiterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • bereiteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • bereitesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • bereitenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • bereitenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bereitenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bereitenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • bereitenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • bereitenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bereitenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bereitenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • bereitenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • bereitenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bereiteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bereitesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • bereitenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • bereitererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • bereitereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • bereiteresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • bereitereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • bereiterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • bereitererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • bereiterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • bereitererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • bereiteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • bereitererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • bereiteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • bereiterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • bereiterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • bereitereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • bereiteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • bereitereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • bereitereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • bereitereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • bereitereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • bereiterenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • bereiterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • bereiterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • bereiterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • bereiterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • bereiterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • bereiterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • bereiterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • bereiterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • bereiterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • bereitereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • bereitereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • bereiterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • bereitererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • bereitereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • bereiteresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • bereiterenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • bereiterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • bereiterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • bereiterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • bereiterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • bereiterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • bereiterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • bereiterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • bereiterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • bereiterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • bereitereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • bereiteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • bereiterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • bereitesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bereitesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bereitestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bereitesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • bereitestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bereitesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bereitestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bereitesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • bereitestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bereitesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bereitestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bereitestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • bereitestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bereitesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bereitestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bereitesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • bereitesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bereitesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bereitesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bereitestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bereitestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bereitestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bereitestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bereitestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bereitestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bereitestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bereitestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bereitestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bereitestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bereitesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bereitesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bereitestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bereitesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • bereitesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • bereitestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • bereitestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • bereitestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bereitestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bereitestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • bereitestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • bereitestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bereitestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bereitestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • bereitestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • bereitestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bereitesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bereitestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • bereitestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۲investiere dich in Leute, die bereit sind mitzumachen

سر قبری گریه کن که مرده توش باشد

تأییدنشده

۳es ist alles bereit

همه اش حاضر است

تأییدنشده

۴Halte immer einen Eimer Wasser bereit, wegen der Feuergefahr!

همیشه یک سطل آب برای آتش احتمالی نگهدار.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۵Bist du bereit?

آماده هستی؟

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۶Nurt wer bereit ist, zu dienen, kann auch herrschen

آدم تا کوچکی نکنه به بزرگی نمیرسه

تأییدنشده

۷Seid ihr bereit?

آماده هستی؟

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Esperantostern (de #1218726), cojiluc (fa #6927963), Tatoeba
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: freddy1 (de #2080784), cojiluc (fa #7544942), Tatoeba
  5. ۵: MUIRIEL (de #341427), bialynicki (fa #3007094), Tatoeba
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: Adelpa (de #5499352), bialynicki (fa #3007094), Tatoeba
منابع و مجوزها