واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

آشنا

âšnâ, âšenâ[ʔɒːʃ.nɒː][ʔɒː.ʃe.nɒː]

bekannt
صفت برتر:
bekannter
صفت برترین:
am bekanntesten
صفت

نمونه با bekannt

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۱Du kommst mir bekannt vor.

تو برای من آشنا هستی.

صفت

  • آشناâšnâ, âšenâ[ʔɒːʃ.nɒː][ʔɒː.ʃe.nɒː](known to one)
برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • شناخته(whom other people know; renowned, famous)تأییدنشده
  • شناختهشدهتأییدنشده
  • مشهورmašhurمَشهور[mæʃ.húːɹ](well known)تأییدنشده
  • نامدارnâmdâr[nɒːm.d̪ɒ́ːɹ](well known)تأییدنشده
  • معروفma'ruf[mæʔ.ɹúːf](well known)تأییدنشده

دستور زبان bekannt

صفت

خوانش
[bəˈkant]
همهٔ ریخت‌ها
  • bekanntصفت ساده
  • bekannterصفت برتر
  • am bekanntestenصفت برترین
  • bekannterمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • bekannteمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • bekanntesخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • bekannteحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • bekanntenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • bekannterمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • bekanntenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • bekannterحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • bekanntemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • bekannterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • bekanntemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • bekanntenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • bekanntenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • bekannteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • bekanntesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • bekannteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • bekannteمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • bekannteمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • bekannteخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • bekanntenحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • bekanntenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • bekanntenمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • bekanntenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • bekanntenحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • bekanntenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • bekanntenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • bekanntenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • bekanntenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • bekanntenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • bekannteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • bekannteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • bekanntenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • bekannterمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • bekannteمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • bekanntesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • bekanntenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت ساده
  • bekanntenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • bekanntenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • bekanntenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • bekanntenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • bekanntenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • bekanntenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • bekanntenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • bekanntenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • bekanntenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • bekannteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • bekanntesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • bekanntenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • bekanntererصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • bekanntereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • bekannteresصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • bekanntereصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • bekannterenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • bekanntererصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • bekannterenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • bekanntererصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • bekannteremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • bekanntererصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • bekannteremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • bekannterenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • bekannterenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • bekanntereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • bekannteresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • bekanntereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف قوی
  • bekanntereصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • bekanntereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • bekanntereصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • bekannterenصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • bekannterenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • bekannterenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • bekannterenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • bekannterenصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • bekannterenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • bekannterenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • bekannterenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • bekannterenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • bekannterenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • bekanntereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • bekanntereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • bekannterenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف ضعیف
  • bekanntererصفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • bekanntereصفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • bekannteresصفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • bekannterenصفت برتر، صرف آمیخته، حالت نهادی، جمع
  • bekannterenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • bekannterenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد
  • bekannterenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • bekannterenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، جمع
  • bekannterenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • bekannterenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • bekannterenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • bekannterenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع
  • bekannterenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • bekanntereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • bekannteresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • bekannterenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، جمع
  • bekanntesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • bekanntesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • bekanntestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • bekanntesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • bekanntestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • bekanntesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • bekanntestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • bekanntesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • bekanntestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • bekanntesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • bekanntestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • bekanntestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • bekanntestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • bekanntesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • bekanntestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • bekanntesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • bekanntesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • bekanntesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • bekanntesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • bekanntestenحالت نهادی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • bekanntestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • bekanntestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • bekanntestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • bekanntestenحالت اضافی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • bekanntestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • bekanntestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • bekanntestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • bekanntestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • bekanntestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • bekanntesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • bekanntesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • bekanntestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • bekanntesterمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • bekanntesteمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • bekanntestesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • bekanntestenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت برترین
  • bekanntestenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • bekanntestenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • bekanntestenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • bekanntestenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • bekanntestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • bekanntestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • bekanntestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • bekanntestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • bekanntestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • bekanntesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • bekanntestesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • bekanntestenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین

عبارت‌ها و زبانزدها

نمونه‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۲die Sache ist bekannt geworden

این چیز بر ملا شد

تأییدنشده

۳Dr. Hansen ist ein bekannter Chirurg.

دکتر جاکسون یک جراح مشهور است.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۴Es ist allen bekannt, dass der Mond aus Käse gemacht ist.

همه می دانند که ماه از پنیر ساخته شده است.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۵bekannt wie ein bunter Hund

مثل گاو پیشانی سفید معروف است

تأییدنشده

۶Es ist sehr leicht, berühmt zu werden, wenn man sehr bekannt ist.

زمانی که خیلی معروف هستی؛ به سهولت مشهور خواهی شد.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۷er bekannte sich nicht schuldig

او اقرار به جرم نکرد

تأییدنشده

۸Ich habe einen Freund, dessen Vater ein bekannter Pianist ist.

من دوستی دارم که پدرش پیانیست مشهوری است.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۹Ich bin nicht mit ihm bekannt.

من با او آشنا نیستم.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۱۰Bekannt, wie ein bunter Hund

گاو پیشانی سفید

تأییدنشده

۱۱Der Laden ist für seine hohen Preise bekannt.

این فروشگاه به خاطر تحمیل قیمت‌های بالا بدنام است.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

منبع‌ها و یادکردها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #1907452), cojiluc (fa #10780434), Tatoeba
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: Waldelfe (de #13257497), manelie (fa #12734656), Tatoeba
  4. ۴: jakov (de #874056), mahdiye (fa #823722), Tatoeba
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: Esperantostern (de #2571805), AsliAbbasi (fa #3719716), Tatoeba
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: Manfredo (de #688413), behi (fa #761090), Tatoeba
  9. ۹: Pfirsichbaeumchen (de #2140506), cojiluc (fa #7966159), Tatoeba
  10. ۱۰: farhang von ckh
  11. ۱۱: Tamy (de #1913537), cojiluc (fa #7839682), Tatoeba
منبع‌ها و پروانه‌ها