در
dar[d̪æɹ]
۱Sie hat sich bei dem Sturz verletzt.
او در یک سقوط مجروح شد.
حرف اضافه
- در
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- روی
دستور زبانِ bei
حرف اضافه
- تلفظ
- [baɪ̯]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Das Gesicht des Menschen erkennst du bei Licht, seinen Charakter im Dunklen.
صورت مردم را در روشنایی میتوان شناخت و سیرتشان را در تاریکی.
۳Das Leben ist eine riesige Lotterie, bei der nur die Gewinnerlose sichtbar sind.
زندگی یک بختآزمایی عظیم است که در آن تنها برندگان قابل رؤیت هستند.
۴Das berühmte Ölgemälde wurde bei der Auktion für zwei Millionen Dollar versteigert.
نقاشی رنگ و روغن معروف در یک مزایده به دو میلیون دلار به حراج رفت.
۵Wasser gefriert bei 0°C.
آب در صفر درجهٔ سانتیگراد یخ میزند.
۶Willst du das Leben leicht haben, so bleibe immer bei der Herde.
اگر میخواهی زندگی آسانی داشته باشی در گله بمان.
۷Das Baby wog bei der Geburt sieben Pfund.
بچه در هنگام تولد 7 پاوند وزن داشت.
۸bei jem. seinen Unmut ausschütten
در آغوش کسی بغض تلخش را خالی کردن
۹wie das Hundegekläff bei Mondschein
مانند پارس سگ در شب مهتاب
۱۰in Nüchternheit, bei klarem Kopf
در هوشیاری
۱۱bei der Prüfung sieben
دست چین شده در امتحان