در
dar[d̪æɹ]
auf
۱Ja, auf jeden Fall.
بله، در هر صورت.
حرف اضافه
- در
- روی
- بر
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- با
- سوار
صفت
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- باز
دستور زبان auf
حرف اضافه
- خوانش
- [aʊ̯f]
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
۲Sie beharrte auf ihrer Unschuld.
او بر بیگناهی خود پافشاری کرد.
۳Öffnet euer Buch auf Seite 59.
کتابت را در صفحهٔ ۵۹ باز کن.
۴Auf Sünde folgt Strafe.
کیفر به دنبال گناه میآید.
۵Da ist Staub auf dem Tisch.
روی میز گرد است.
۶Tabak wirkt auf das Gehirn.
توتون روی مغز اثر میگذارد.
۷Er handelte auf Befehl.
او به دستور عمل میکرد.
۸Auf wessen Tisch ist eine Blume?
روی میز چه کسی یک گل است؟
۹Ich sitze auf dem Klo und denke.
من در دستشویی مینشینم و فکر میکنم.
۱۰Die Schule liegt auf einem Hügel.
مدرسه روی یک تپه قرار دارد.
۱۱Auf Wiedersehen alle!
خداحافظ به همه!