فقیر
faġir[fæ.ʁiːɹ]
- صفت برتر:
- ärmer
- صفت برترین:
- am ärmsten
نمونه با arm
روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحهکلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.
۱Ich bin elend und arm.
من اندوهگین و فقیر هستم.
صفت
- فقیرfaġirفَقیر[fæ.ʁiːɹ](with few or no possessions or money)(poor)(mittellos, kein Geld besitzend)
- بیچارهbičâre[biː.t͡ʃʰɒː.ɹé](used to express pity)(Mitleid erregend, in einer schlimmen/bedauernswerten Lage sein)
- مسکینmeskinمِسکین[mes.kʰʲiːn](with few or no possessions or money)رو به کهنگی
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- درویش[d̪æɹ.víːʃ]تأییدنشده
- تهیدستtohidastتُهیدَست[t̪ʰo.ɦiː.d̪ǽst̪ʰ](mittellos, kein Geld besitzend)تأییدنشده
- بینواbinavâبی نَواتأییدنشده
دستور زبان arm
صفت
- خوانش
- [aʁm]
همهٔ ریختها
- armصفت ساده
- ärmerصفت برتر
- am ärmstenصفت برترین
- armerمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
- armeمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
- armesخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
- armeحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
- armenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
- armerمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
- armenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
- armerحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
- armemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
- armerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
- armemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
- armenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
- armenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
- armeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
- armesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
- armeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
- armeمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
- armeمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
- armeخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
- armenحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
- armenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
- armenمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
- armenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
- armenحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
- armenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
- armenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
- armenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
- armenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
- armenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
- armeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
- armeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
- armenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
- armerمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
- armeمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
- armesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
- armenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت ساده
- armenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
- armenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
- armenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
- armenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
- armenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
- armenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
- armenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
- armenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
- armenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
- armeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
- armesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
- armenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
- ärmererصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
- ärmereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
- ärmeresصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
- ärmereصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
- ärmerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
- ärmererصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
- ärmerenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
- ärmererصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
- ärmeremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
- ärmererصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
- ärmeremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
- ärmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
- ärmerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف قوی
- ärmereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف قوی
- ärmeresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف قوی
- ärmereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف قوی
- ärmereصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
- ärmereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
- ärmereصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
- ärmerenصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
- ärmerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
- ärmerenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
- ärmerenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
- ärmerenصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
- ärmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
- ärmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
- ärmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
- ärmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
- ärmerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
- ärmereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
- ärmereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
- ärmerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف ضعیف
- ärmererصفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
- ärmereصفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
- ärmeresصفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد
- ärmerenصفت برتر، صرف آمیخته، حالت نهادی، جمع
- ärmerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
- ärmerenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد
- ärmerenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
- ärmerenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، جمع
- ärmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
- ärmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
- ärmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
- ärmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع
- ärmerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
- ärmereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
- ärmeresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
- ärmerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، جمع
- ärmsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
- ärmsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
- ärmstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
- ärmsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
- ärmstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
- ärmsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
- ärmstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
- ärmsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
- ärmstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
- ärmsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
- ärmstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
- ärmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
- ärmstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
- ärmsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
- ärmstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
- ärmsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
- ärmsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
- ärmsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
- ärmsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
- ärmstenحالت نهادی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
- ärmstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
- ärmstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
- ärmstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
- ärmstenحالت اضافی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
- ärmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
- ärmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
- ärmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
- ärmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
- ärmstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
- ärmsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
- ärmsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
- ärmstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
- ärmsterمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
- ärmsteمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
- ärmstesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
- ärmstenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت برترین
- ärmstenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
- ärmstenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
- ärmstenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
- ärmstenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
- ärmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
- ärmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
- ärmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
- ärmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
- ärmstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
- ärmsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
- ärmstesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
- ärmstenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحهکلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.
۲Arm wie eine Kirchenmaus
از بی کفنی زنده ایم
تأییدنشده
۳Trennung zwischen arm und reich
شکاف بین فقیر و غنی
تأییدنشده
منبعها و یادکردها
- Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0
Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)
- Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0
Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)
- farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0
farhang von ckh
- Wiktionary, Persian edition, CC-BY-SA-4.0
Wiktionary contributors (Wiktionary, Persian edition)
- Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0
Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)
- wordfreq, CC-BY-SA-4.0
wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.
- Tatoeba, CC-BY-2.0-FR
Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.
- ۱: al_ex_an_der (de #2364179), cojiluc (fa #10346457), Tatoeba
- ۲: farhang von ckh
- ۳: farhang von ckh