واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

دیگر

anderer
صفت

نمونه با anderer

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۱Ich ist ein anderer.

من یکی دیگر هستم.

صفت

  • دیگردیگَر(not the same; different)(ein weiterer, noch einer)

ضمیر

برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • دومdovomدُوُم[d̪ov.vom](zweiter)تأییدنشده
  • متفاوتmotafâvetمُتَفاوِت[mo.t̪ʰæ.fɒː.vét̪ʰ](ein unterschiedlicher)تأییدنشده

دستور زبان anderer

ضمیر

حالت اضافی
anderen, andern, anderer, andrer
جمع
die andere, die andre
خوانش
[ˈandəʁɐ]
همهٔ ریخت‌ها
  • andrerمذکر، حالت نهادی، مفرد
  • andreمؤنث، حالت نهادی، مفرد
  • andresخنثی، حالت نهادی، مفرد
  • andreحالت نهادی، جمع
  • andernحالت اضافی، مذکر، مفرد
  • andrerمؤنث، حالت اضافی، مفرد
  • andernحالت اضافی، خنثی، مفرد
  • andrerحالت اضافی، جمع
  • andermحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد
  • andrerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد
  • andermحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد
  • andernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • andernحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد
  • andreحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد
  • andresحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد
  • andreحالت مفعولی مستقیم، جمع
  • andererمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • andereمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • anderesخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • andereحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • anderenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • andererمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • anderenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • andererحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • anderemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • andererحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • anderemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • anderenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • anderenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • andereحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • anderesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • andereحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • andereمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • andereمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • andereخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • anderenحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • anderenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • anderenمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • anderenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • anderenحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • anderenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • anderenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • anderenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • anderenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • anderenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • andereحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • andereحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • anderenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • andererمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • andereمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • anderesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • anderenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت ساده
  • anderenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • anderenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • anderenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • anderenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • anderenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • anderenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • anderenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • anderenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • anderenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • andereحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • anderesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • anderenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده

نمونه‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۲stecke deine Nase nicht in die Angelegenheit anderer Leute

در کار دیگران باریک نشو

تأییدنشده

۳Nichteinmischung in die inneren Angelegenheiten anderer Staaten

عدم مداخله در امور داخلی کشورهای دیگر

تأییدنشده

۴Regierungsgenehmigung für diplomatische Vertreter anderer Staaten zwecks Ausführung ihres Amtes

روانامه

تأییدنشده

۵es sich gut gehenlassen auf Kosten anderer

برای خوش باشی از دیگران مایه گذاشتن

تأییدنشده

۶anderer Leute Schuld tragen müssen

به آتش کسی سوختن

تأییدنشده

۷Es ist eine große Freude, die eigenen Sätze in eine Vielzahl anderer Sprachen übersetzt zu sehen.

چه شادی بزرگی است وقتی که می‌بینیم جملات‌مان به تعداد زیادی زبان دیگر ترجمه می‌شود.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۸seine Nase in die Angelegenheit anderer Leute stecken

پا توی کفش دیگران کردن

تأییدنشده

۹sich mit anderer Leute Sache belasten

کار دیگران را به خود تحمیل کردن

تأییدنشده

۱۰Die beste Waffe gegen einen Feind ist ein anderer Feind.

بهترین سلاح علیه یک دشمن، دشمن دیگر است.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۱۱er ist anderer Meinung

او دگراندیش است

تأییدنشده

منبع‌ها و یادکردها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Adelpa (de #9739865), cojiluc (fa #12993775), Tatoeba
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: Pfirsichbaeumchen (de #6830496), cojiluc (fa #7535964), Tatoeba
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: Esperantostern (de #2570671), AsliAbbasi (fa #1519583), Tatoeba
  11. ۱۱: farhang von ckh
منبع‌ها و پروانه‌ها