فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پیر

pir[pʰiːɹ]

alt
صفت تفضیلی:
älter
صفت عالی:
am ältesten
صفت

مثال با alt

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Zum Lernen ist keiner zu alt.

برای یاد گرفتن هیچکس پیر نیست.

صفت

  • پیرpir[pʰiːɹ](of a living being: having lived for relatively many years)
  • قدیمیqadimiقَدیمی[qæ.d̪iː.míː](former)(of an object, concept, etc: having existed for a relatively long period of time)
  • کهنهkohneکُهنه[kʰoɦ.né]((of an item) used, not new)(ancient)(of an object, concept, etc: having existed for a relatively long period of time)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ساله(having existed or lived for the specified time)تأییدنشده
  • باستانیbâstâni[bɒːs.t̪ʰɒː.níː](ancient)تأییدنشده
  • کهنkohan[kʰo.ɦæn](of an object, concept, etc: having existed for a relatively long period of time)تأییدنشده
  • دیرین(of an object, concept, etc: having existed for a relatively long period of time)کهنتأییدنشده
  • باستانbâstân[bɒːs.t̪ʰɒ́ːn](ancient)تأییدنشده

اسم

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • قدیم(old)(previous)تأییدنشده

دستور زبانِ alt

صفت

تلفظ
[alt]
همهٔ صورت‌ها
  • altصفت مطلق
  • älterصفت تفضیلی
  • am ältestenصفت عالی
  • alterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • alteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • altesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • alteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • altenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • alterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • altenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • alterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • altemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • alterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • altemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • altenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • altenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • alteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • altesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • alteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • alteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • alteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • alteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • altenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • altenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • altenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • altenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • altenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • altenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • altenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • altenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • altenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • altenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • alteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • alteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • altenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • alterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • alteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • altesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • altenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • altenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • altenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • altenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • altenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • altenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • altenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • altenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • altenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • altenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • alteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • altesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • altenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • ältererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • ältereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • älteresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • ältereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • älterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • ältererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • älterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • ältererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • älteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • ältererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • älteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • älterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • älterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • ältereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • älteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • ältereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • ältereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • ältereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • ältereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • älterenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • älterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • älterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • älterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • älterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • älterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • älterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • älterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • älterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • älterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • ältereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • ältereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • älterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • ältererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • ältereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • älteresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • älterenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • älterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • älterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • älterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • älterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • älterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • älterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • älterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • älterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • älterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • ältereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • älteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • älterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • ältesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • ältesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • ältestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • ältesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • ältestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • ältesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • ältestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • ältesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • ältestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • ältesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • ältestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • ältestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • ältestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • ältesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • ältestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • ältesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • ältesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • ältesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • ältesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • ältestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • ältestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • ältestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • ältestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • ältestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • ältestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • ältestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • ältestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • ältestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • ältestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • ältesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • ältesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • ältestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • ältesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • ältesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • ältestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • ältestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • ältestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • ältestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • ältestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • ältestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • ältestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • ältestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • ältestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • ältestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • ältestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • ältesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • ältestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • ältestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۲Wer im Alter jung sein will, muss in der Jugend alt sein.

کسی که می‌خواهد در پیری جوان باشد، باید در جوانی پیر باشد.

۳Wenn Gerüchte alt werden, werden sie Mythen.

وقتی شایعات قدیمی می‌شوند، تبدیل به افسانه می‌شوند.

۴Gewohnheiten machen alt. Jung bleibt man durch die Bereitschaft zum Wechsel.

عادات آدم را پیر می‌کنند. آدم به واسطهٔ آمادگی برای تغییر جوان می‌ماند.

۵Je älter man wird, desto ähnlicher wird man sich selbst.

آدم هر چه پیرتر می‌شود به خودش شبیه‌تر می‌شود.

۶Einen Menschen lieben, heißt mit ihm alt zu werden.

دوست داشتن یک انسان یعنی با او پیر شدن.

۷Keine Kunst ist's, alt zu werden; es ist Kunst, es zu ertragen.

پیر شدن هنر نیست؛ هنر، تحمل کردن آن است.

۸Einen Menschen lieben heißt einzuwilligen, mit ihm alt zu werden.

دوست داشتن یک آدم یعنی رضایت به پیر شدن با او.

۱Zum Lernen ist keiner zu alt.

برای یاد گرفتن هیچکس پیر نیست.

۹Zum Blutspenden muss man mindestens 17 Jahre alt sein.

برای اهداء خون باید حداقل ۱۷ سال سن داشت.

۱۰Neuem Freund und altem Haus ist nicht viel zu trauen.

به دوست قدیمی و خانهٔ جدید نمی‌توان خیلی اعتماد کرد.

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, Persian edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, Persian edition)

  • Refugee Phrasebook, CC0-1.0

    Refugee Phrasebook contributors (Refugee Phrasebook)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Esperantostern (de #1927070), cojiluc (fa #7548103), Tatoeba
  2. ۲: Esperantostern (de #3074699), cojiluc (fa #8140371), Tatoeba
  3. ۳: Esperantostern (de #2577925), cojiluc (fa #6977778), Tatoeba
  4. ۴: Esperantostern (de #885577), cojiluc (fa #7826002), Tatoeba
  5. ۵: Esperantostern (de #2412629), cojiluc (fa #8090320), Tatoeba
  6. ۶: Esperantostern (de #851192), cojiluc (fa #10847405), Tatoeba
  7. ۷: Esperantostern (de #2452385), cojiluc (fa #7525539), Tatoeba
  8. ۸: Esperantostern (de #2216075), cojiluc (fa #10743866), Tatoeba
  9. ۹: Pfirsichbaeumchen (de #6128787), cojiluc (fa #7758131), Tatoeba
  10. ۱۰: Esperantostern (de #3109475), cojiluc (fa #7775418), Tatoeba
منابع و مجوزها