راه
râh[ɹɒːʱ]
der Weg
- جمع:
- die Wege
- حالت اضافی:
- des Wegs, des Weges
۱Sie sind im Weg.
آنها در راه هستند.
اسم
- راه
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- جاده
- گذر
- مالرو
- مسیر
دستور زبانِ Weg
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Wegs, des Weges
- جمع
- die Wege
- تلفظ
- [veːk]
همهٔ صورتها
- Weg
- Wege
- Wegs
- Weges
- Wege
- Weg
- Wege
- Wegen
- Weg
- Wege
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Der gerade Weg ist nicht immer der beste.
راه مستقیم همیشه بهترین نیست.
۳Gold liegt tief im Berge, aber der Kot am Wege.
طلا در اعماق کوهها قرار دارد، اما گه در راهها.
۴Überlege vor der Wahl des Weges.
قبل از انتخاب راه، تأمل کن.
۵Er war ratlos, welchen Weg er nehmen sollte.
او سردرگم بود که کدام راه را باید برود.
۶Auch ein langer Weg beginnt mit dem ersten Schritt.
حتی یک راه دراز با گام اول آغاز میشود.
۷Gehe du deinen Weg und lass die Leute reden.
راهت را برو و بگذار مردم حرفشان را بزنند.
۸Du bist auf einem guten Weg.
تو در یک مسیر خوب هستی.
۹Du versperrst mir den Weg.
تو مانع راه من هستی.
۱۰Der Weg ist noch lang!
راه هنوز دراز است!
۱۱Wo die Angst ist, da ist der Weg.
هر جا ترس است، راه همانجاست.