دریا
daryâ[d̪æɹ.jɒ́ː]
der/die See
- جمع:
- die Seen
- حالت اضافی:
- des/der Sees, des/der See
۱Die See ist stürmisch.
دریاچه متلاطم است.
اسم
- دریا
- دریاچه
- بحر
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- دریااک
- دریاژه
- اقیانوس
- بحیره
- جهیل
دستور زبانِ See
اسم
- جنس دستوری
- der/die (مذکر، مؤنث)
- حالت اضافی
- des/der Sees, des/der See
- جمع
- die Seen
- تلفظ
- [zeː]
همهٔ صورتها
- See
- Seen
- Sees
- Seen
- See
- Seen
- See
- Seen
- See
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Gehe hin und springe in den See!
برو بپر تو دریاچه.
۳Diesen Sommer werden wir ins Gebirge gehen und an die See.
تابستان امسال ما به کوهستان و دریا خواهیم رفت.
۴Diesen Sommer fahren wir ins Gebirge und an die See.
تابستان امسال ما به کوهستان و دریا خواهیم رفت.