مادر
mâdar[mɒː.d̪ǽɹ]
- جمع:
- die Mütter, die Muttern
- حالت اضافی:
- der Mutter
۱Meine liebe Mutter.
مادر عزیزم.
اسم
- مادر
- مامان
- مهره
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- والده
دستور زبانِ Mutter
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Mutter
- جمع
- die Mütter, die Muttern
- تلفظ
- [ˈmʊtɐ]
همهٔ صورتها
- Mutter
- Mütter
- Mutter
- Mütter
- Mutter
- Müttern
- Mutter
- Mütter
- Muttern
- Muttern
- Muttern
- Muttern
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Eine rechte Mutter ist aller Söhne Mutter.
یک مادر منصف مادر همهٔ پسران است.
۳Die beste Amme ersetzt keine Mutter.
بهترین دایه هیچ مادری را جایگزین نمیکند.
۴Sie ist schön wie ihre Mutter.
او مانند مادرش زیباست.
۵Maria sollte ihrer Mutter helfen.
ماریا بهتر است به مادرش کمک کند.
۶Eile ist die Mutter der Unvollkommenheit.
عجله، مادر کاستی است.
۷Wir trösten seine Mutter.
ما به مادرش دلداری میدهیم.
۸Meine Mutter versuchte, das Paar zu versöhnen.
مادرم تلاش کرد زوج را آشتی دهد.
۹Beobachte die Mutter und heirate die Tochter.
مادر را نظاره کن و با دختر ازدواج کن.
۱۰Die Mutter ist auf der Suche nach einem Kindermädchen.
مادر در جستجوی یک پرستار است.
۱۱Wenige sind wie Vater, niemand ist wie Mutter.
بعضیها مانند پدر هستند، هیچکس مانند مادر نیست.