جرأت
- حالت اضافی:
- des Mutes, des Muts
۱Habe den Mut, dich deines eigenen Verstandes zu bedienen!
جرأت این را داشته باش تا فکر خود را به خدمت بگیری.
اسم
- جرأت
- دلیری
- دلاوری
- شهامت
- شجاعت
- جسارت
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- پردلی
- رشادت
- بی باکی
- حماست
دستور زبانِ Mut
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Mutes, des Muts
- تلفظ
- [muːt]
همهٔ صورتها
- Mut
- Mutes
- Muts
- Mut
- Mute
- Mut
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Man kann Vorsicht Furcht, man kann Mut Leichtfertigkeit nennen.
میتوان احتیاط را ترس و شجاعت را بی مبالاتی نامید.
۳Der Mut hat keine Zuflucht, die Feigheit tausend.
شجاعت هیچ پناهگاهی ندارد، بزدلی هزار تا دارد.
۴Mut ist nichts anderes als Angst, die man nicht zeigt.
شجاعت چیزی نیست جز ترسی که آدم بروز نمیدهد.
۵Man beurteilt einen Mann nach seinem Mut, eine Frau nach ihrem Charme.
مرد بر اساس شجاعتش و زن بر اساس جاذبهاش قضاوت میشود.
۶Sie brauchte sechs Jahre, um den Mut aufzubringen, ihm zu sagen, dass sie ihn nicht mehr mochte.
شش سال طول کشید که جرأت آن را پیدا کند که به او بگوید دیگر او را دوست ندارد.
۷Auch wenn ich wirklich gerne seinen Namen wissen würde, habe ich nicht den Mut, herüberzugehen und zu fragen.
حتی با وجود آنکه واقعا می خواهم نام او را بدانم، اما جرات کافی ندارم و می ترسم از او سوال کنم.
۸ihr Mut sinkt
دلهایشان فرو می ریزد
۹er nimmt seinen Mut zusammen
او به خود جرأت میدهد
۱۰sein Mut sinkt
جرأتش رو به کاستی می افتد
۱۱ich hatte keinen Mut
دل توی دلم نبود