مریم
maryam[mæɹ.jǽm]
۱er heiratete Maria
او با مریم عروسی کرد
اسم خاص
- مریم
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- ماری
دستور زبانِ Maria
اسم خاص
- جنس دستوری
- die/der (مؤنث، مذکر)
- حالت اضافی
- der/des Maria, der/des Marias, der/des Mariens
- جمع
- die Marias
- تلفظ
- [maˈʁiːa]
همهٔ صورتها
- Maria
- Marias
- Maria
- Marias
- Mariens
- Marias
- Maria
- Marias
- Maria
- Marias
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Maria schlief heute wieder im Unterricht.
ماریا امروز دوباره در درس خوابید.
۳Tom und Maria verewigten ihre Handabdrücke in dem feuchten Zement.
تام و ماری اثر دست خود را روی سیمان مرطوب حک کردند.
۴Sowohl Tom als auch Maria erröteten.
هم تام و هم مری سرخ شدند.
۵Maria versuchte mit Singen eines Wiegenliedes Tom zu beruhigen.
مری تلاش کرد با خواندن یک لالایی تام را تسکین دهد.
۶Tom hat einen ganz anderen Charakter als Maria.
تام و ماری شخصیت های بسیار متفاوتی دارند.
۷Tom sah auf der anderen Straßenseite Maria.
تام ماریا را آنطرف خیابان دید.
۸Tom macht alles schneller als Maria; Maria ist aber akkurater als Tom.
تام همه چیز را تندتر از ماریا انجام میدهد؛ اما ماریا دقیقتر از تام است.
۹Maria wählte ihre Antwort mit Bedacht.
ماریا جوابش را با احتیاط انتخاب کرد.
۱۰Ich denke nicht, dass Tom weiß, dass Maria Französisch spricht.
من فکر نمی کنم که تام بدونه که مانیو می تونه فرانسه صحبت کنه.
۱۱Maria sagte, dass sie verärgert sei.
ماریا گفت که اذیت شده است.