سلامتی
salâmati[sæ.lɒː.mæ.t̪ʰíː]
- حالت اضافی:
- der Gesundheit
۱Gesundheit ist ein Segen.
سلامتی برکت است.
اسم
- سلامتی
- سلامت
- بهبودی
- تندرستی
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- صحت
نوع واژه نامشخص
- واژه های پزشکی
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- عافیت باش
دستور زبانِ Gesundheit
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Gesundheit
- تلفظ
- [ɡəˈzʊnthaɪ̯t]
همهٔ صورتها
- Gesundheit
- Gesundheit
- Gesundheit
- Gesundheit
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Wenn du schimmeliges Brot isst, gefährdest du deine Gesundheit.
اگر نان کپکزده بخوری، سلامتیات را به خطر میاندازی.
۳Gesundheit beginnt mit einem guten Schlaf.
سلامتی با یک خواب خوب آغاز میشود.
۴Wir müssen für unsere eigene Gesundheit sorgen.
باید مراقب سلامتی خودمان باشیم.
۵das ist der Gesundheit abträglich
لطمه می زند به سلامتی
۶Gesundheit über Wohlstand.
سلامتی بهتر از ثروت است.
۷er ist bei bester Gesundheit
حال او در کمال صحت و عافیت است
۸sich guter Gesundheit erfreuen
از سلامت و عافیت برخوردار بودن
۹er hat eine eiserne Gesundheit
بدنش پولاد است
۱۰Das schlechte Wetter griff seine Gesundheit an.
آب و هوای بد بر سلامت او تاثیر گذاشت.
۱۱das Beste, was man von der Reise mitbringt, ist die Gesundheit
سوغات سفر سلامتی است