فرودگاه
forudgâh[fo.ɹuːd̪.ɡɒ́ːʰ]
der Flughafen
- جمع:
- die Flughäfen
- حالت اضافی:
- des Flughafens
۱Der Flughafen ist geschlossen.
فرودگاه بسته است.
اسم
- فرودگاه
- میدان هوایی
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- میدان طیاره
دستور زبانِ Flughafen
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Flughafens
- جمع
- die Flughäfen
- تلفظ
- [ˈfluːkˌhaːfn̩]
همهٔ صورتها
- Flughafen
- Flughäfen
- Flughafens
- Flughäfen
- Flughafen
- Flughäfen
- Flughafen
- Flughäfen
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Ich will in einem Hotel nahe dem Flughafen übernachten.
من میخواهم در یک هتل نزدیک فرودگاه اقامت کنم.
۳Bitte sagen Sie mir, wie ich zum Flughafen komme.
لطفا به من بگو چطوری به فرودگاه برسم.
۴Bitte sagen Sie mir, wie ich zum Flughafen komme.
لطفا به من بگو چگونه به فرودگاه بروم.