فیلم
film[fiːlm]
der Film
- جمع:
- die Filme
- حالت اضافی:
- des Films, des Filmes
۱Der Film war lang und öde.
این فیلم طولانی و ملال آور بود.
اسم
- فیلم
- سینما
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- توژ
- تصاویر متحرک
دستور زبانِ Film
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Films, des Filmes
- جمع
- die Filme
- تلفظ
- [fɪlm]
همهٔ صورتها
- Film
- Filme
- Films
- Filmes
- Filme
- Film
- Filme
- Filmen
- Film
- Filme
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲wie sind Sie zum Film gekommen
چطور به عالم سینما راه پیدا کردید
۳Ein Blankoscheck? Solche gibt es nur in Filmen!
یک چک سفیدامضا؟ چنین چیزی را فقط توی فیلمها میتوانی ببینی.
۴das sich nicht für den Film eignet
که به کار سینما نمی آید
۵der Film kommt heraus
فیلم به نمایش در میاید
۶Dieser Film ist eine Meisterleistung.
این فیلم یک شاهکار است.
۷der Film hat eine denkbar einfache Handlung
فیلم داستانی پیش پا افتاده دارد
۸Wir machen nach dem Film weiter.
ما بعد از فیلم ادامه خواهیم داد.
۹das taugt nicht für den Film
که به کار سینما نمی آید
۱۰sobald der Film entwickelt ist
به محض ظاهر شدن فیلم
۱۱der Film hat eine mittelmässige Handlung
فیلم داستانی پیش پا افتاده دارد