خون
xun[xuːn]
das Blut
- جمع:
- die Blute
- حالت اضافی:
- des Bluts, des Blutes
۱Das Blut war dunkel.
خون تیره بود.
اسم
- خون
- دم
- خین
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- آشپزی با خون
- دلمه
دستور زبانِ Blut
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Bluts, des Blutes
- جمع
- die Blute
- تلفظ
- [bluːt]
همهٔ صورتها
- Blut
- Blute
- Bluts
- Blutes
- Blute
- Blut
- Blute
- Bluten
- Blut
- Blute
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲das Blut erstarrte ihm in den Adern
خون در رگهایش منجمد شد
۳das Blut durchströmt den Körper
خون در بدن جریان دارد
۴Sie haben Musik im Blut.
استعداد موسیقی در خونشان جریان دارد.
۵jem. bis aufs Blut ausbeuten
از گردهٔ کسی کار کشیدن