درخت
daraxt, deraxt[d̪æ.ɹǽxt̪ʰ][d̪e.ɹǽxt̪ʰ]
- جمع:
- die Bäume
- حالت اضافی:
- des Baums, des Baumes
۱Pflanzt Bäume!
درخت بکار!
اسم
- درخت
- دار
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- شجر
دستور زبانِ Baum
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Baums, des Baumes
- جمع
- die Bäume
- تلفظ
- [baʊ̯m]
همهٔ صورتها
- Baum
- Bäume
- Baums
- Baumes
- Bäume
- Baum
- Baume
- Bäumen
- Baum
- Bäume
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Den Baum muß man biegen, wenn er jung ist.
درخت را باید هنگامی خم کرد که جوان است.
۳Man kann einen Baum nicht nach der Güte seiner Blätter einschätzen, sondern nur nach der Güte seiner Früchte.
یک درخت را نباید از خوبی برگهایش ارزیابی کرد، بلکه فقط از خوبی میوههایش.
۴Wer eine Frucht unter dem Baum isst, soll nicht vergessen, dem Wind zu danken.
کسی که میوهٔ زیر درخت میخورد، نباید فراموش کند که از باد تشکر کند.
۵Tom erklettert einen Baum.
تام در حال بالا رفتن از یک درخت است.
۶Bäume geben Sauerstoff ab und nehmen Kohlendioxid auf.
درختان اکسیژن میدهند و دیاکسید کربن را میگیرند.
۷Befestige das Seil an einem Baum.
طناب را به یک درخت ببند.
۸Wer auf einen Baum klettern will, fängt unten an, nicht oben.
کسی که میخواهد از درخت صعود کند، از پایین شروع میکند، نه از بالا.
۹Man erkennt einen Baum an seiner Frucht, einen Menschen an seinem Handeln.
یک درخت را میتوان از میوهاش شناخت و یک آدم را از رفتارش.
۱۰Ein Baum kann einen Wald nicht verstecken.
یک درخت نمیتواند یک جنگل را پنهان کند.
۱۱Die Bäume knospen.
درختان شکوفه کردند.