دو چشم
۱Vier Augen sehen mehr als zwei.
چهار چشم بهتر از دو چشم میبینند.
گونهٔ دستوری ناشناخته
- دو چشم
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
۲Er versuchte vergeblich, meine Augen zu öffnen.
او بیهوده تلاش کرد چشمان مرا باز کند.
۳Ihre Augen waren geschlossen.
چشمهایش بسته بودند.
۴Das will ich mit eigenen Augen sehen.
من میخواهم آن را با چشمان خودم ببینم.
۵Der Glanz der Sonne tut mir in den Augen weh.
پرتو خورشید چشمانم را به درد میآورد.
۶Der Glanz der Sonne tut mir in den Augen weh.
تابش آفتاب چشمانم را به درد میآورد.
۷Nur mit den Augen der anderen kann man seine Fehler gut sehen.
فقط با چشمان دیگری میتوان خطای خود را خوب دید.
۸Kein Zeuge ist besser als die eigenen Augen.
هیچ شاهدی بهتر از چشمهای خود نیست.
۹Reibe dir nie die Augen, wenn du schmutzige Hände hast.
وقتی دستانت ناپاک است، هرگز چشمانت را نمال.
۱۰Mir wurde plötzlich schwarz vor Augen.
ناگهان چشمم سیاهی رفت.
۱۱Eine gute Sonnenbrille schützt die Augen vor UV-Strahlung.
یک عینک آفتابی خوب چشمها را در مقابل اشعهٔ ماورای بنفش حفظ میکند.