روی
ruy[ɹuːj]
۱Da hängt ein Schatten über mir.
یک سایه بر روی من افتاده است.
حرف اضافه
- روی
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- در
- تا آن جا که به من مربوط است
- اندر
- نزد
قید
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- درباره
- راجع به
دستور زبان über
قید
- خوانش
- [ˈyːbɐ]
حرف اضافه
- خوانش
- [ˈyːbɐ]
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
۲Die Mädchen verbreiteten zahlreiche falsche Gerüchte und Lügen über Maria.
دختران در مورد مری شایعات و دروغ های زیادی پراکندند.
۳Du hast den ganzen Morgen über dieses Problem nachgedacht. Mach eine Pause, geh mittagessen.
تو روی این مسئله تمام صبح فکر کرده ای. استراحتی کن و ناهار بخور.
۴etwas schleift über den Boden
چیزی روی زمین می کشد
۵Du wolltest mit mir über Freiheit sprechen?
میخواستی با من دربارهی آزادی حرف بزنی؟
۶Tom verschüttete Rotwein über Marias weißes Kleid.
تام شراب قرمز را ریخت روی لباس سفید مری.
۷im Plenum über etwas beraten
در جلسهٔ عمومی به شور گذاشتن
۸Ich muss mit euch über etwas Persönliches reden.
من احتیاج دارم که با شما دربارهٔ چیزی شخصی صحبت بکنم.
۹Ihr habt den ganzen Morgen über dieses Problem nachgedacht. Macht eine Pause, geht Mittag essen.
تو روی این مسئله تمام صبح فکر کرده ای. استراحتی کن و ناهار بخور.
۱۰über dieses und jenes plaudern
از این در و آن در حرف زدن
۱۱über Sieg und Niederlage nicht nachdenken
در مورد برد و باخت فکر نکردن