روی
ruy[ɹuːj]
۱Da hängt ein Schatten über mir.
یک سایه بر روی من افتاده است.
حرف اضافه
- روی
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- در
- تا آن جا که به من مربوط است
- اندر
- نزد
قید
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- درباره
- راجع به
دستور زبانِ über
قید
- تلفظ
- [ˈyːbɐ]
حرف اضافه
- تلفظ
- [ˈyːbɐ]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Denke nicht schlecht über mich.
درمورد من فکر بد نکن.
۳Mir ist Wasser über meine Tastatur ausgelaufen. Ich muss eine neue kaufen.
من روی صفحه کلیدم آب ریختم. باید یک جدیدش را بخرم.
۴Wir verfügen über keinen Beweis.
ما هیچ اثباتی در دسترس نداریم.
۵Nach diesem Vorfall verbesserte sich meine Meinung über ihn.
پس از این اتفاق نظر خود را دربارهٔ او اصلاح کردم.
۶Ein Freund ist jemand, der alles über dich weiß, dich aber noch schätzt.
دوست آن است که دربارهٔ تو همه چیز را میداند، اما با این حال از تو پشتیبانی میکند.
۷Weise ist, wer über alles staunt.
عاقل اوست که از همه چیز حیرت میکند.
۸Sie lästert immer über mich.
او همیشه پشت سر من حرف میزند.
۹Schau mal bitte über diese Papiere.
لطفا به این کاغذها نگاهی بیندازید .
۱۰Hawaii erfreut mit gutem Wetter das ganze Jahr über.
هاوایی در سرتاسر سال از هوای خوبی برخوردار است.
۱۱Männer sind imstande, stundenlang über ein Thema zu reden. - Frauen brauchen dazu gar kein Thema.
مردها قادرند ساعتها دربارهٔ یک موضوع حرف بزنند. -زنها برای آن احتیاج به هیچ موضوعی ندارند.