واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

گشودن

gošudan[ɡ̥o.ʃuː.d̪ǽn]

öffnen
حال (سوم‌شخص مفرد):
öffnet
گذشتهٔ ساده (سوم‌شخص مفرد):
öffnete
اسم مفعول:
geöffnet
فعل کمکی:
haben
فعل

نمونه با öffnen

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۱Die Knospen begannen sich zu öffnen.

غنچه‌ها آغاز به گشودن کردند.

فعل

  • گشودنgošudanگُشودَن[ɡ̥o.ʃuː.d̪ǽn](to make something accessible)
  • باز کردنbâz kardanباز کَردَن[ˌbɒːzkʲæɾˈd̪æn](to make something accessible)

دستور زبان öffnen

فعل

خوانش
[ˈœfnən]
همهٔ ریخت‌ها
  • geöffnetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • öffnenمعلوم، مصدر، حال
  • öffnendمعلوم، participle، حال
  • geöffnetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • öffneمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • öffnetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • öffneمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • öffneمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی یکم
  • öffnestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • öffnestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی یکم
  • öffnetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • öffneمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی یکم، سوم‌شخص
  • öffnenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • öffnenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی یکم
  • öffnetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • öffnetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی یکم
  • öffnenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • öffnenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی یکم، سوم‌شخص
  • öffneteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • öffneteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی دوم
  • öffnetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • öffnetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی دوم
  • öffneteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • öffneteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی دوم، سوم‌شخص
  • öffnetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • öffnetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی دوم
  • öffnetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • öffnetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی دوم
  • öffnetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • öffnetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و زبانزدها

نمونه‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۲Das neue Geschäft wird nächste Woche öffnen.

فروشگاه جدید هفته‌ی آینده باز می‌شود.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۳Öffnen Sie bitte das Paket!

لطفا بسته را باز کن.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۴Öffne bitte das Paket!

لطفا بسته را باز کن.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۵Öffne die Tür ein wenig.

در را یک ذره باز کن.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۶sich nicht dem Bösen öffnen

بد به دل خود ندادن

تأییدنشده

۷Öffnet euer Buch auf Seite 59.

صفحهٔ ۵۹ کتابتان را باز کنید.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۸Meine Mutter öffnete vorsichtig die Tür.

مادرم با احتیاط در را باز کرد.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۹Wenn der Mann einer Frau die Autotür öffnet, ist entweder die Frau neu oder das Auto.

وقتی مردی در ماشین را برای زنی باز می کند، یا زن تازه است یا ماشین.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۱۰das öffnet jem. das Herz

قلب کسی را می گشاید

تأییدنشده

۱۱jem. die Augen öffnen

چشم کسی را باز کردن

تأییدنشده

منبع‌ها و یادکردها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Esperantostern (de #1311185), cojiluc (fa #9871469), Tatoeba
  2. ۲: Tamy (de #2518571), ghasemkiani (fa #773728), Tatoeba
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #2115980), cojiluc (fa #9859756), Tatoeba
  4. ۴: Pfirsichbaeumchen (de #2115981), cojiluc (fa #9859756), Tatoeba
  5. ۵: kolonjano (de #622990), cojiluc (fa #11795348), Tatoeba
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: Esperantostern (de #1540608), sinakd (fa #9869775), Tatoeba
  8. ۸: Yorwba (de #7523309), deadmarshal (fa #4293698), Tatoeba
  9. ۹: Esperantostern (de #980877), Fateme (fa #9955945), Tatoeba
  10. ۱۰: farhang von ckh
  11. ۱۱: farhang von ckh
منبع‌ها و پروانه‌ها